کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

اثر جیمی فورد از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: مرجان محمدی-دهه 2000

در صفحات آغازین جیم فورد، رمان جدید خیره کننده، هتل هنری لی در گوشه ای از تلخ و شیرین، بر اثر جمعیتی که در خارج از هتل پاناما جمع شده است، هنگامی که دروازه ای به Seattles Japantown است، می آید. این چندین دهه است، اما اکنون صاحب جدید کشف باور نکردنی کرده است: ملک های خانواده های ژاپنی در هنگام جنگ جهانی دوم به سمت چپ رفتند و به اردوگاه های بازداشتگاه فرستاده شدند. همانطور که هنری به نظر می رسد، صاحب یک چتر دریایی ژاپنی را باز می کند. این عمل ساده، هنری لی قدیمی را به دهه 1940 می رساند، در اوج جنگ، زمانی که جوانان هنری جهان سر و صدا از سردرگمی و هیجان است. هنری در حالی که دانش پژوهان در Elementary Exclusive Rainier، که بچه های سفید پوست آن را نادیده می گیرند، با کیکو اوکیب، دانشجوی جوان ژاپنی آمریکایی ملاقات می کند. هنری و کیکو پیوند دوستی - و عشق بی گناه را - که از پیشاهنگی طولانی پیشین اجداد قدیمی خود دور می شوند، پی می گیرند. هتل در گوشه ای از تپه و شیرین، در طول یکی از بیشترین زمان ناسازگار و ناپایدار در تاریخ آمریکا، داستان فوق العاده ای از تعهد و امید پایدار است.


خرید کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین
جستجوی کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین در گودریدز

معرفی کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین از نگاه کاربران
:نامه نویسنده به خوانندگان ایرانی

Dear friend,

When I heard that my debut novel, Hotel on the Corner of Bitter and Sweet, was going to be published in Persian, my first thought was, “Fantastic! Perhaps I could attend the Tehran Book Festival.”
You see I would love to visit your country.
I’ve had friends travel to Iran in the past and they’ve told me wonderful things—about the history, the culture, and especially the kind and generous people.
Also, whenever the leaders of my country say there’s someplace Americans shouldn’t go, I want to go there even more.
Because I believe literature can, and should, transcend politics. And because I believe readers—lovers of books, wherever they live, are the best kind of people—curious and compassionate, creative and filled with boundless hope. I firmly believe that there is connectivity through storytelling. Or as the great poet, Hafez, once said, “Found nothing more joyful than the sound of words of love.”
So as a writer (and a reader) I’m daydreaming about a better day, not too far into the future, when perhaps I can be there in person, to thank you for picking up my book—a noble romantic tragedy, a recollection of a forgotten and somewhat shameful chapter in US history, and an innocent love story about people who are seemingly different, but really the same.
Thank you to Tandis for publishing this book, and a special thank you to Marjan Mohammadi for her hard work and expertise in translating this story.
I hope you enjoy my work and if so, I’d love to hear from you.
Kindest regards,

Jamie Ford

P.S. Tehran Book Festival. One of these days…




دوست عزیز،
وقتی شنیدم رمان اولم، «هتلی در کنج تلخ و شیرین» به زبان فارسی چاپ می‌شود، اولین چیزی که به فکرم رسید این بود: «عالی است! شاید بتوانم در نمایشگاه کتاب تهران شرکت کنم.»
می‌دانید، خیلی دوست دارم کشور شما را ببینم.
بعضی از دوستانم پیش از این به ایران سفر کرده و چیزهای شگفت‌انگیزی تعریف کرده‌اند؛ از تاریخ، فرهنگ و مخصوصاً از مردم مهربان و سخاوتمندش.
همچنین، هر وقت رهبران کشور من می‌گویند ایران جایی است که بهتر است آمریکایی‌ها به آن سفر نکنند، من بیشتر مشتاق این سفر می‌شوم. زیرا معتقدم ادبیات می‌تواند و باید از سیاست فراتر رود. همچنین باور دارم کتابخوان‌ها، عاشقان کتاب، هر جای این دنیا که زندگی کنند، از بهترین آدم‌ها هستند، کنجکاو و مهربان، خلاق و سرشار از امیدی بی‌حد و حصر. من تردید ندارم که قصه‌گویی برای ایجاد ارتباط است. همان‌طور که شاعر بزرگ، حافظ می‌گوید: «از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر.»
ازاین‌رو به‌عنوان نویسنده (و البته کتاب‌خوان) رؤیای روزی بهتر را در سر می‌پرورانم که چندان دور نباشد و آن‌وقت شاید بتوانم به آنجا بیایم و از شما تشکر کنم که کتاب مرا انتخاب کردید، کتابی که درباره‌ی یک تراژدی عاشقانه‌ی باشکوه است و فصلی فراموش‌شده و تا حدی شرم‌آور از تاریخ آمریکا را در خاطره‌ها زنده می‌کند. کتابی که داستان عشق معصومانه‌ی آدم‌هایی است که در ظاهر متفاوت‌اند، اما در باطن یکی هستند.
سپاسگزارم از نشر تندیس برای چاپ این کتاب و سپاس ویژه از مرجان محمدی برای کار سختی که انجام داده است و از خبرگی‌اش در ترجمه‌ی این داستان.
امیدوارم از کتابم لذت ببرید و اگر لذت بردید مشتاق شنیدن نظرات‌تان هستم.
با بهترین آرزوها،
جِیمی فورد
پی‌نوشت: به نمایشگاه کتاب تهران چیزی نمانده است...



مشاهده لینک اصلی
AH چه کتابی است !!!!! این قطعا در حال حاضر در 10 بالا من است! من همه چیز را از داستان داستان، تنظیم، نوشتن، شخصیت های به یاد ماندنی دوست داشتم و من عنوان کتاب را دوست داشتم. من از بین رفته بودم و واقعا از طریق جیمز فورد در سراسر کتاب از طریق هتل مورد ضرب و شتم، رکورد شکسته، حصار سیم، عزت نفس برای خانواده و اولین آرزوها، هدیه موسیقی (به ویژه جاز) و چگونگی آن جهانی است. این کتاب بسیار قلب و چشمگیر است و من هرگز فراموش نخواهم کرد! من فقط خوشحالم که فرصتی برای جدا شدن از این داستان به مدت کمی داشتم و مجبورم دوباره و شاید بعد از آن دوباره برگردم. :)

مشاهده لینک اصلی
واقعا داستان جنگ جهانی دوم از عشق ممنوعه بین مرد جوان چینی آمریکایی و دختر جوان ژاپنی آمریکایی که در سال 1942 در سیاتل در زمان بمباران پرل هاربر تاسیس شد لذت بردم. (اگرچه آنها به عنوان بزرگسالان جوان جدا شده اند، آنها در نهایت دوباره در ارتباط هستند پایان. (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
شگفت انگیز - به سادگی فوق العاده! من نمی توانستم این کار را بکنم. من دوست Henry، یک پسر چینی آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم، تلاش برای نشان دادن اگر چینی یا آمریکایی، واقعا که نه، و برای یک دختر ژاپنی ژاپنی سقوط. زیبا نوشته شده است

مشاهده لینک اصلی
خواندن: مه 2017 من از این کتاب جالب کمی لذت بردم و آن را به عنوان یک شگفت آور ملایم و راحت در مورد یک پسر چینی آمریکایی که عشق در یک دختر ژاپنی آمریکایی در اوج جنگ جهانی دوم را دوست دارد. این داستان بین سالهای 1942 و 1986 به عنوان پسر - هنری - داستان خود را هر دو از دیدگاه او به عنوان دوازده ساله، و همچنین به عنوان یک مرد مسن، یک بیوه با پسر است. به طور کلی داستان خوبی بود و خوشحالم که من آن را برداشتم. امتیاز: 3.5 / 5 ستاره (به 4/5 ستاره تقسیم شده)

مشاهده لینک اصلی
من واقعا دوست داشتم از این کتاب را از ابتدا، اما در جایی به سمت وسط آن شروع به از بین بردن enchantment برای من. من نمی توانم انگشت خود را بر روی آنچه که بود، شاید شروع به احساس کوچک دستکاری در پایان نویسندگان. تمام قطعات به عنوان داستان به پایان رسید و به همین ترتیب تا حدودی ناموفق بود. این بسیار پیچیده بود. من دوست داشتم: - داستان شما را در حق دور می کند. من احساس کردم زمانی که من برای اولین بار این کار را شروع کردم چیز خاصی را خواندید. - من احساس کردم هنری احساس عدم توانایی در دو جهان متفاوت را دارد، یعنی احساس عدم وابستگی به سمت چینی، بلکه احساس نمی کند که او متعلق به آمریکایی ها باشد از طرفی هم دوست داشتم دوستی با یک دوست بالغ را از طریق یک هدیه ناهار مدرسه ای از هنری به شلدون دوست داشته باشم. - کودکان آسوده برای افتادن به @ friendship @ هنگامی که یک معاون مشترک دارند، در این مورد، تنها دو مهاجم در مدرسه ای از کودکان سفیدپوست است. هنری و کیکو پیوند اجتناب ناپذیری را ایجاد می کنند. گاهی اوقات آرزو می کنم که نویسندگان از برخی محدودیت ها استفاده کنند و همیشه چیزی را به یک داستان عشق تبدیل نکنند. گاهی اوقات آن را دوست دارم فقط ببینید که چگونه یک دوستی شکوفه .-- نقش فرهنگ و وفاداری در خانواده ها. همانطور که سخت بود آن را پذیرفت، باور کردنی بود که چگونه هنری پس از اتمام ازدواج پدرش رد شد، همانطور که او در خانه خود به طور روحانی بود، زیرا او مجاز به صحبت در مورد چینی ها در خانه نبود، گرچه والدینش نمی توانستند درک کنند کلمه انگلیسی - وفاداری که هنری به همسرش تا روزهای آخرش نشان داد و او را در بیمارستان بستری نکرد واقعا به من دست زد. درست همانطور که Henrys وفادار به دوستش شلدون تا سن خود .-- من دوست خانم بیتی، کسی با عجله دشوار است، اما واقعا softftie در heart.What من دوست ندارم: - بخش های حال حاضر شروع به تحریک من . این باعث شد که من فکر کنم چگونه بدون آنها داستان احتمالا جریان متفاوتی داشته باشد و تا حدی مورد نیاز باشد، اما حقیقت این است که من تقریبا احساس کردم کتاب می تواند بدون آنها انجام شود. پسر هنری. به نظر می رسید که هر بار که او در داستان ظاهر شد، او اساسا از پدر و مادرش به شیوه های مدرسه قدیمی استفاده می کرد تا تفاوت های بین مدرن و مدرن را نشان دهد و نشان دهد که چگونه هنری مشابه آن را درست مانند پدرش نشان می دهد .-- Samantha ، دوست دختر مارتيس آمريکا، به اين ترتيب احساس غرور کرد تا دوباره برخورد فرهنگها و پذيرش يکديگر را نشان دهد. او همچنین مشتاقانه به درخواست و تقدیر علاقه مند شد. - نویسنده موفق به متقاعد کردن من نشد که یک بچه چینی به یک اردوگاه آدم ربایی گمراه شود و بدون آنکه به سرقت برود. و برای اثبات این نکته، این فصل بدون قطعنامه به پایان می رسد و به فصل 1986 در حال حاضر پیوسته است. این به عنوان یک روش اب زیر کاه برای بیرون آمدن از توضیح این که چگونه انجام شد احساس شد .-- من نمی توانستم توضیحی برای چگونگی حبس تعطیل کنم. متاسفم که برای من کار نمی کرد چگونه اتل بودن مقصر است؟ این ممکن است پیچ و تاب در داستان اضافه شده است - من آرزو می توانم بیشتر در مورد داستان پس زمینه مادر هنری آموخته است. او به سختی به عنوان پدر هنری در او بود، به طوری که خوب بود برای دیدن که چرا کنتراست شخصیت. من دادن این چهار ستاره به جای سه من تقریبا به آن داد، به طور کلی، من از کتاب لذت بردن بود و واقعا در ابتدا دوست داشتم. نویسنده دارای سبک نوشتن خوب است و داستان خوبی برای گفتن داشت. من مطمئن هستم که من این کتاب را بیشتر بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین


 کتاب مغازه خودکشی
 کتاب آشنایی با ناباکوف
 کتاب تکاثر
 کتاب تئوری انتخاب در اتاق مشاوره
 کتاب قوی سیاه سبز
 کتاب این کتاب برای پسران خطرناک است