کتاب آلیو کیتریج

اثر الیزابت استروت از انتشارات گیسا - مترجم: احسان شفیعی زرگر - سما قرایی-دهه 2000

زیتون کیتبرج: غیر قابل تحمل، دلسوز و غالبا غیر قابل پیش بینی است. یک معلم مدرسه بازنشسته در یک شهر ساحلی کوچک در مین، زمانی که او بزرگتر می شود، تلاش می کند تا تغییرات در زندگی اش را درک کند. او یک زن است که در قلب کسانی که در اطراف او هستند، پیروزی و تراژدی آنها را می بیند. ما با شوهر سرسخت خود ملاقات می کنیم که در ازدواجش شکسته و قوی است و یک مرد جوان که برای مادرش از بین می رود - و اولی تنها از حضور او لذت می برد، در حالی که پسر او احساس حساسیت های پیچیده خود را از بین می برد. کشف نفوذ و پر جنب و جوش روح انسانی، داستان زیتون کیت ترجیج باعث می شود که شما را به خنده بکشید، به زحمت از بین ببرید، از بین بردن درد، ریزش یا دویدن.


خرید کتاب آلیو کیتریج
جستجوی کتاب آلیو کیتریج در گودریدز

معرفی کتاب آلیو کیتریج از نگاه کاربران
Olive Kitteridge, Elizabeth Strout
تاریخ نخستین خوانش: نوزدهم فوریه سال 2011 میلادی
عنوان: آلیو کیتریج؛ نویسنده: الیزابت استروت (استراوت)؛ مترجم: احسان شفیعی زرگر؛ سما قرایی؛ تهران، قطره، 1389؛ در 394 ص؛ شابک: 9786001191596؛ چاپ دیگر: تهران، گیسا، 1394؛ در 426 ص؛ شابک: 9786006885575موضوع: داستانهای کوتاه از نویسندگان امریکایی - قرن 21 م
آلیو کیتریج مجموعه سیزده داستان کوتاه به هم پیوسته است. این داستانها در شهر ساحلی کوچکی در ایالت مًین در امریکا میگذرند، و حلقه ی اتصال آنها شخصیت معلم بازنشسته ای، به نام: آلیو کیتریج است. برخی از منتقدان معتقدند این کتاب را میتوان رمانی در قالب داستانهای کوتاه دانست؛ و شاید تاکید بر اینکه مجموعه ای از داستانهای کوتاه است، تا حدی گمراه کننده باشد. برخی نیز آن را فاقد ویژگیهای رمان میدانند. در شناسنامه کتاب، آنجا که معمولاً ذکر میشود: «رمان»، یا «مجموعه داستان»، به کلمه ی: «داستان» اکتفا شده است. به هر حال این داستانها کاملاً مستقل هستند، هرچند میتوان آنها را به صورت فصلهای یک رمان خیال کرد. استراوت در گفتگویی در این باره گفته است: نوشتن «آلیو کیتریج» با این فرم، تصمیمی بود که در طول زمان شکل گرفت. نخستین داستان آلیو را سالها پیش نوشتم، و همان زمان فهمیدم، این شخصیت روزی کتابی از آن خود خواهد داشت. آن موقع نمیدانستم این کتاب چه فرمی پیدا میکند، ولی پس از آنکه صحنه های بیشتری را نوشتم، احساس کردم آلیو چنان حضور نیرومندی دارد که بهتر است داستان او اساساً اپیزودی باشد. از طرفی به زاویه دید هم خیلی علاقه دارم، و دیدن آلیو از نگاه دیگران، به خوانشگر امکان میداد تصویر کاملتری از او به دست بیاورد. پایان نقل. آلیو کیتریج: معلم ریاضی بازنشسته بدخلقی ست، که با داروساز آرامی به نام: هنری ازدواج کرده؛ شخصیتی که از همسرش محبوبتر است و خوانشگر تا پایان کتاب با او بیشتر از همه شخصیتها آشنا میشود. آلیو و هنری یک فرزند دارند؛ پسری به نام: کریستوفر، که وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل میشود و برمیگردد، نزدیک خانه خودشان برایش خانه ای میسازند. امیدوارند کریستوفر با زنی از اهالی همان شهر ازدواج کند و نوه دار شوند. ولی زنی که کریستوفر با او ازدواج میکند، تشویقش میکند به سن فرانسیسکو رخت بکشند. کمی بعد که همسر کریستوفر از او جدا میشود، آلیو با خوشحالی فکر میکند پسرش حالا به خانه برمیگردد. ولی او ترجیح میدهد در کالیفرنیا بماند، و دل مادرش را بشکند. آلیو و هنری گاهی در کانون کنش داستانی هستند، و گاه در حاشیه داستان میچرخند. ناشکیبایی، پشیمانی و حتی نفرت در زندگیشان ریشه دوانده است. استراوت با موشکافی و ظرافت مسائل زندگی آنها را به خواننده منتقل میکند؛ هنری سرش را بلند کرد و گفت: «میدونی، آلی» چشمهایش خسته بود و پوست دورشان قرمز شده بود، «در تمام این سالهایی که از ازدواجمان میگذره، در تمام این سالها فکر نمیکنم حتی یک بار هم معذرت خواسته باشی. برای هیچ چیز.» آلیو حسابی سرخ شد. احساس میکرد پوست صورتش زیر آفتاب میسوزد. گفت: «خب، معذرت، معذرت، معذرت.» و عینک آفتابی اش را که گذاشته بود بالای سرش، برداشت و دوباره به چشم زد. پرسید: «میخوای چی بگی؟ از چی دلخوری؟ اصلاً این حرفا واسه چیه؟ عذر خواهی؟ خب، من معذرت میخوام. معذرت میخوام که همچین زن مزخرفی هستم.». آلیو زنی ست با جثه درشت، مستعد حالتهای ناگهانی، و خشم آلود است، غالباً در قضاوت عجله میکند و عصبانی ست، و آزردگیهای عمیقش را به سرعت بر زبان میآورد. دوست داشتنی نیست. با کلماتی مثل: «خنگ»، و «ابله»، «دست و پا چلفتی» دیگران را فراری میدهد. پسرش کریستوفر، تلاش میکند از حضور سلطه جوی او بگریزد، و دچار افسردگی است. یکی از زنهای مسن شهر میگوید: «در رفتار آلیو مطلقاً جایی برای عذرخواهی وجود نداشت.». هرچه داستانها پیش میرود، تصویر آلیو پیچیده تر میشود. او میتواند سرً پسرش فریاد بزند و به او دشنام بدهد، ولی در عین حال دوستش دارد، آنقدر که از تحملش بیرون است. شوهرش مرد مهربانی است، و آلیو او را هم دوست دارد، گو اینکه ابراز علاقه برایش آسان نیست. همان قدر که ناگهان از کوره درمیرود، یکباره میزند زیر خنده، و دلش حتی برای غریبه ها هم میسوزد. الیزابت استراوت شخصیت آلیو کیتریج را در همه داستان ها، حتی شده خیلی کوتاه، به صحنه میآورد، و خوانشگر رفته رفته متوجه میشود این قطعات مستقل و به دقت پرداخت شده روی هم چرخه روایتی را شکل میدهند، که چیزی نیست جز داستان زندگی آلیو کیتریج. استراوت میگوید: «شخصیت آلیو برای من از همه شخصیتهای دیگر کتاب جذابتر است. وحشی، پیچیده، بامحبت و بی رحم است. در واقع کمی از هر کدام ما در او هست.»؛ پایان نقل از روزنامه اعتماد البته با ویرایش. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
من در مورد این کتاب تردید دارم. عناصری وجود داشت که واقعا لذت بردم اما به طور کلی من با امید کمی آن را ناراحت کردم. این کتاب مجموعه ای از 13 داستان کوتاه است که در شهر کراسبی مین در شهر کراسبی مین قرار دارد و شخصیت بی نظیر زیتون کیتبرج به عنوان موضوعی است که آنها را با هم مرتبط می کند. اگرچه او در تمام داستانها ظاهر نمی شود، اما او می داند که بهترین است. هر کس زمان های سختی دارد و اغلب وقتی که ما به زندگی مردم دیگر نگاه می کنیم، به نظر می رسد زندگی آنها آسان تر است. این کتاب به ما یادآوری می کند که هر کس مبارزه می کند و آنچه در پشت دیوارهای خانه ما می گذرد اغلب متفاوت از آنچه دوستان ما می بینند متفاوت است. چیزی که من در مورد این کتاب ندیدم این است که به نظر می رسد که Strout فقط برای دیدن آزمایشات و مشکلات که افراد را تحت تاثیر قرار می دهد بدون زیبایی امید ما را انتخاب نمی کند.

مشاهده لینک اصلی
@ که سبد سفر خود را ندارد؟ @ که در واقع. من فکر می کنم این خط که با من بماند مدت ها پس از این که من بقیه کتاب را فراموش کرده ام. من یک ضربه بزرگ از طوطی آموزش دیده برای گفتنPraise عیسی @ هر زمان که هر کسی می گوید یک کلمه سوگند. من تعجب می کنم که آیا شما واقعا می توانید یک پرنده را به همین ترتیب آموزش دهید. من عاشق این هستم که ما یک کتاب جایزه پولیتزر داریم که بوش را می کشد. دوستش دارم! او نام او را ذکر نکرده است، اما هویت غیرمنتظره است: معتاد اگزو کوکائین که هرگز یک گاوچران نبود ... یک مادربزرگ زده به منزل متولد شد و او را بهم زد! @ نه تنها، اویل، عزیزم. 3 1/2 ستاره

مشاهده لینک اصلی
داستان کوتاه برنده جایزه پولیتزر در مورد ساکنان میسی میلز، مین داستان های کوتاه به راحتی به یک رمان متصل می شوند. بسیاری از (البته نه همه) داستان ها در مورد کتبرج زیتون نامیده می شود. او یک معلم ریاضی بازنشسته است فردی معتدل، دشوار و غالبا فرمانروایان. او یک زن دشوار است که @ عذر میخواهد @، اگر چه در عمیق ترین رکود از روح او، او می داند که او برخی از چیزهای پشیمانی را انجام داده است. او گاهی اوقات مهربانی شگفت انگیزی را به ویژه در مورد دانش آموزانش نشان می دهد. اویل با هنری، یک نوع دوست داشتنی ازدواج می کند. داستان ها برخی از رویدادهای شگفت انگیز و اسرار شهر کوچک مین را بازنویسی می کنند. خودکشی ها و اقدام به خودکشی هستند؛ و سایر جنایات انواع مختلف. و البته عاشقانه های مخفی و غریبی وجود دارد. بعضی از آنها در خارج از منزل وجود دارد. در یک داستان، او برای بازدید از پسرش، کریستوفر، پدیاستری است که اکنون در نیویورک زندگی می کند. او نمی فهمد چرا به جایی برود و فاصله خود را حفظ کند، گرچه در طول سفر او کاملا روشن است. در یک داستان دیگر، زیتون از یک زن زیبا و دیوانه بازدید می کند که پسرش برای قتل در زندان است. زن دیگر چیزی از اویل انتظار ندارد. داستان دیگر شامل آنجی OMeara، یک پیانیست با استعداد است که در یک نوار محلی بازی می کند. با این حال، یکی دیگر از خواسته های مخفی (واضح) ربکا (ظاهرا) خوش تیپ مجبور صحبت کردن ربکا است. در دیگران، افراد خودکشی را در نظر می گیرند و یا مرگ همسران خود را به قتل می رسند. تراژدی های مخفی زیادی در میزی میلز وجود دارد. با این حال، ما تحسین می کنیم و حتی اویل را نیز دوست می داریم، حتی وقتی که ما یک مرد را که به سختی می دانیم برای رأی دادن به بوش؛ یا هنگامی که او لباس های دیگران را می کشد؛ یا تلاش می کند از طریق جشن عروسی برای پسرش، که ازدواج دکتر با زیتون نداشته است، ازدواج کند. ما این افراد، زگیل ها و همه چیز را می پذیریم. آنها الکلی هستند، برخی حتی جنایتکار هستند. آنها خودخواه یا دیوانه و یا قاتل هستند. اما این کتاب یک نگاه اجمالی به زندگی خود می دهد.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب را برای بسیاری از دلایل مشابه مانند کتابهایی که برخی از آنها با نامchick lit. @ را دوست دارند، دوست داشتند. این شامل احساسات و روابطی بود که برای من بسیار واقعی بود. من سالها برای اجتناب از احساسات و تحریک احساسات خود صرف کردم، بنابراین گاهی اوقات به یک کتاب یا فیلم نیاز دارم که با آنها سر و کار داشته باشد. نوشتن یک وضعیت کوتاه برای هر داستان کوتاه و امیدوارم پیروان Goodread من به آنها دسترسی پیدا کنند آن پاراگراف ها. اما با هم آنها واقعا بررسی من هستند. بهترین توصیه من برای این کتاب این است که بگویم من به زودی یک کتاب دیگر توسط همین نویسنده را شروع خواهم کرد.

مشاهده لینک اصلی
حیرت آور! این کتاب و مخصوصا مینی سریال HBO (یک تماشاگر مزه) را دوست داشت! فرانسیس دوردم و ریچارد جنکینز برنده جایزه می شوند. حالا، ما به مجموعه های تلویزیونی برای کتاب های دیگر نیاز داریم. هرگز خیلی سخت خندید الیزابت Strout دینامیت است! مرور به دنبال

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آلیو کیتریج


 کتاب اطلس ابر
 کتاب آب برای فیل ها
 کتاب طلسم گمشده
 کتاب آقای پیپ
 کتاب دختری با نشان اژدها
 کتاب تصادف شبانه