کتاب یک بخشش

اثر تونی موریسون از انتشارات مروارید - مترجم: علی قادری-دهه 2000

در دهه 1680، تجارت برده در آمریکا همچنان در دوران کودکی خود است. یعقوب وارک یک معامله گر و مهاجم انگلیس هلندی است، با برگزاری کوچک در شمال خشن. به رغم نارضایتی او برای خرید در "گوشت"، او یک دختر برده کوچک را به عهده می گیرد تا بخشی از پرداخت بدهی های بد از صاحب مزرعه در کاتولیک مریلند باشد. این Florens است، که می تواند خواندن و نوشتن و ممکن است در مزرعه خود مفید باشد. فلورنس که از مادرش رد می شود، به دنبال عشق است، ابتدا از لینا، زن بندهای بزرگتر در خانه اربابان جدیدش، و بعد از اسمورف خوش تیپ، یک آفریقایی، هرگز به بردگی نرفت، که به زندگی آنها سوار می شود. رحمت نشان می دهد که چه چیزی در سطح بردگی قرار دارد. اما در قلبش، مثل دوست داشتنی، داستان مبهم و مبهم یک مادر و یک دختر است - مادر که دخترش را نابود می کند تا او را نجات دهد و دخترانی که هرگز از این رها شدن اجتناب نکنند.


خرید کتاب یک بخشش
جستجوی کتاب یک بخشش در گودریدز

معرفی کتاب یک بخشش از نگاه کاربران
اگه پیش فرضتون راجع به این کتاب موریسون یه داستان کلیشه ای از برده داریه در اشتباهید. داستان در امریکای قرن هفده میگذره .کتاب رو میشه به خاطر چهار شخصیت اصلی فلورنس، ربه کا، سارو و لینا زنانه به حساب آورد ولی همزمان به خاطر صحبت کردن راجع به مفاهیم عمیق انسانی به مردان هم توصیه ش کرد. شاید ضدکلیشه ای ترین قسمت داستان ، ارباب شریفشه که از تجارت انسان بیزاره و با دیده حقارت و پستی بهش نگاه می کنه. اربابی که چهار دختر داستان رو در قالب همسر، خدمتکار، برده و یا حتی چیزی شبیه دختر خوانده دور هم جمع کرده. آدم هایی که سرنوشت اون ها رو به هم رسونده و چاره ای جز این براشون باقی نگذاشته

داستان فصل به فصل جلو میره و هر فصل به یک شخصیت اختصاص داره. داستان فلورنس روایت اول شخص و سایر اشخاص، راوی دانای کل دارند که شاید به نوعی تاکید موریسون بر تفاوت فلورنس با سایرینه. فلورنسی که در عشق پایداره، برخلاف عرف به عنوان یک برده عاشق کفش پاشنه داره و باسواده و به دنبال جواب سوالی از مادرشه: که تو فصل اخر بهش می رسیم.

میشه گفت تو همون فصل اول ، خواننده بمباران اطلاعاتی میشه. تقریبن کل داستان تو همون فصل اول برای خواننده روایت میشه بدون این که بدونه از چه کسانی و چه چیزهایی صحبت میشه. کم کم جلو میره و داستان مثل پازل کامل میشه و شاخ و برگ میگیره و وارد جزئیات میشه.به نظرم ایده آل راجع به این کتاب،دوبار خوندنشه

و چرا یک ستاره کم دادم؟ نویسنده در انتقال فضای قرن هفدمی به من مخاطب چندان موفق نبوده به اضافه ی این که شاید موریسون،من رو بیش از حد توانم، سرگردان یافتن تکه های گم شده ی پازل خودش کرده و حتی گاهن اتفاقات زایدی رو هم به تنه ی اصلی داستان اضافه کرده

البته خود موریسون در توضیح این سردرگمی مخاطب در فضای داستان گفته تلاش داشته تا حس خواننده رو به شخصبت ها نزدیک و همراه کنه.شخصیت هایی که مثل ما تو فضای خانه ی اربابی، غریبه و جدید و سرگردان هستند

مشاهده لینک اصلی
«من از اهالی ایالت های میانی آمریکا هستم. من یک نیویورکی هستم. همچنین فردی از اهالی نیوجرسی، من یک آمریکایی هستم. ضمنا، من یک آمریکایی سیاه پوست هستم.من یک زن هستم. می دانم با این گفته ها به نظر می رسد تار و پودم در حال از هم گسیختن است، اما دوست دارم فکر کنم این جایزه بین تمام این مناطق، ملیت ها و نژادها تقسیم شده است.»
این نوشته ی پشت جلد کتاب بخشی از سخنرانی تونی موریسون در مراسم دریافت جایزه ی نوبل در سال1993 اولین چیزی بود که توجهمو جلب کرد.

@ تنها مشغول راه رفتن هستم و فقط چشمانی همسفر من هستند. چشمانی که مرا قبول ندارند. چشمانی که در من به دنبال دم، سینه های برآمده، و چیزی مردانه میان پاهایم می گردند. چشمان متعجبی که به من خیره می شوند و در این فکر هستند که اگر ناف من در سمت راست باشد و زانوهایم مثل پاهای جلوی سگ به عقب خم شوند چه باید بکنند! آنها انتظار دارند زبان مرا مانند زبان مار دو تکه و دندان هایم را پر از زهر و آماده برای نیش زدن خود ببینند. می خواهند ببینند می توانم ناگهان از تاریکی بیرون بپرم و گاز بگیرم یا نه. در درون کوچک می شوم. در حالی که درختان به من نگاه می کنند از بستر رودخانه بالا می روم و میدانم که هیچ کدام از اینها نیستم. با هر قدمی که برمی دارم چیزی از دست می دهم. خالی شدن را حس می کنم. چیز ارزشمندی در حال بیرون رفتن از من است.@

@متوجه حرفهایم می شوی؟ محافظتی وجود نداشت. هیچ چیز در دینشان نبود که به آنها بگوید نه.@
@تسلط داشتن بر دیگران کار دشواری است؛
به زور تسلط بر دیگران را به دست آوردن کار اشتباهی است؛
اما دادن تسلط خود به دیگران کار خطرناکی است.@


اوایل داستان کمی پیچیده به نظر می رسد و کمی طول میکشد تا شخصیت ها هرکدام در جای درست خود قرار بگیرند از دو زاویه ی دید روایت میشود و کم کم که پیش میروی مثل این است که پاسخ معمایی ساده و لذت بخش را میابی!


مشاهده لینک اصلی
این کتاب قطعا برای من ساخته می شود، اما آن را مانند Tonis دیگر کتاب که در آن شما فقط نمی توانید آن را پایین. با وجود اینکه موضوع موضوع مهم بود، برای من آرام تونی موریسون بود. برای یک کتاب که تنها 167 صفحه است، این معضل در ابتدا مهم نبود زیرا شما باید در مدت کوتاهی با چند کاراکتر متفاوت حرکت کنید. با این حال، اعدام چگونگی هماهنگ شدن با آن، در پایان بسیار خوشحال کننده بود. من هرگز احساس نکردم که من در دست بدی بودم یا اینکه صدای تونیس را نداشتم یا اینکه آن را به عنوان پرشور ندیده بودم، اما در طول خواندن آن، فقط کنجکاو بودم چرا او این داستان را انتخاب کرد. در نهایت متوجه شدم که من فقط می خواستم بیشتر بخوانم، و این به هیچ وجه انتقادی در مورد سرعت نیست. شاید اگر بزرگتر از 1600 بود، بزرگتر شدم که کار بسیار بزرگی برای نویسنده برای انجام آن بود، و مطمئن هستم که او مجبور است تحقیقات زیادی انجام دهد. با این حال، جایی که او تصمیم گرفت تمرکز خود را در آن را به عنوان داستان برده، من فکر کردم آن را بسیار تازه است. این می تواند به آسانی یک داستان برده ای باشد که مردم را در هنگام عبور از قفسه های کتاب و چک کردن آن توجه بیشتری به مردم جلب کرد، اما در عوض داستان درباره کسی بود. من احساس می کنم که من شکاف بین آن بزرگ است و من لذت بردن از آن. من می گویم اگر شما یک طرفدار هستید، خواندن آن خوب است.

مشاهده لینک اصلی
این کار کوتاه از تنها 158 صفحات یک درمان واقعی است، اما تنها برای کسانی که این نوع literature.Roman آن را در مورد چهار زن که سخت از برده داری در امریکا proživljavaju و تمام عواقب که این برده داری برای حمل است IVOLI. چهار زن - چهار سرنوشت. لینا، Rebekka، Tuga و Florens. هر در راه خود را، proživljava جهنم برده داری، یک زندگی است که به معنای واقعی از کلمات باشد joÅ¡ و یعقوب، ماجراجو تاجر، بنابراین â € ارباب œ € وجود دارد و â € â € œ KOVA که در آن Florens کورکورانه دوست دارم. من محتوای کتاب را دریافت نخواهم کرد، می توانم به شما بگویم که کتاب عمیقا تحت تأثیر من است. ÄŒitajuÄ ‡ و او، من تعجب آنچه در آن است به خواهد چیزی ovjek-، بنابراین فرد جیوه است که فروش یا مبادله کالا برای چه neÅ¡to.Bilo. در این مورد Florens که مانند پرداخت بدهی پروردگار قدیمی که baÅ¡ حال و نه želio مبادله شد. این کاملا فلورنس است که بیشترین تاثیر را روی من گذاشت. با دست و پا بردگان زن توسط بانوان پرتغالی این است که داستان داستان خود را، tražeÄ ‡ من دوست دارم تمام وقت، tražeÄ ‡ و ستاره خوش شانس خود را، و در نهایت otkrivÅ¡i تنها درد و ناامیدی متوجه ‡ و اقدامات او و مادرش است. با خواندن رمان، نمیتوانید از آن ایمن بمانید. رومی دارای آموزش قوی، یک فکر که من ساخته شده همه زمان سرب و که ما در ذهن داریم ... و این امید، امید به فردایی بهتر، امید در زندگی و روز بهتر است. سخنرانان به خوبی نوشته شده اند و من فکر می کنم که نویسنده سزاوار جایزه نوبل است. توصیه من!

مشاهده لینک اصلی
سبک تونی موریسون به نوشتن من به سلیقه من نیست. در بعضی اوقات من به زیبایی خاصی که او می نویسد قدردانی می کنم، اما اغلب اوقات این کتاب را (_ Mercy_) پیدا کردم و به دلیل سبک غریزی که در آن داستان ارائه شده است، دشوار است. خوانندگان در کتابهای پائولز می گوید @ ... ما می دانیم در مورد وقایع از شخصیت ها در یک سری از monologues ... هر یک از monologues می آید از یک شخصیت کاملا متفاوت - برده، بومی آمریکایی، هلندی و غیره @ از: http: //www.powells.com/biblio/hardcov... بررسی در about.com می گوید: @ رحمت طرح یا شخصیت رانده نشده است @ ... [its: a] story about America's history of بردگی و نابودی از بومیان آمریکایی @ FROM: http://bestsellers.about.com/b/2009/0... مشاهده توضیحات Goodreads در: http://www.goodreads.com/book/show/30...Reading بررسی ها قبل از خواندن این کتاب به من کمک کرد تا رمان را درک کنم. در نهایت به جای درک صحیح از داستان، من با احساس پایدار احساسات عمیق که شخصیت های مختلف از آن رنج می بردم، باقی مانده بود. شاید این اثر هدف اصلی نویسنده بود.

مشاهده لینک اصلی
آخرین رمان تونی موریسون، مانند برنده جوایز پولیتزر او، بر تجارت برده و تأثیر برده داری بر زنان و خانواده ها تمرکز دارد. در مورد عزیزان، مادر تصمیم می گیرد فرزندان خود را بکشد تا از آنها در برابر وحشت اسارت محافظت کند. در اینجا مادر برده مجبور به تماشای دخترش، فلورنس، برای پرداخت بدهی به مسافر هلندی شده است. او امیدوار است که یک زندگی با یک مرد که در جوجه های گوشتی مشغول به کار است و همسرش تنها فرزند خود را از دست داده است، بهبودی در زندگی او خواهد بود. داستان از دیدگاه فلورنس، Rebekka (مالک جدید خود)، و لینا (تنها بازمانده از ریه های کوچک در روستای هند)، و دیگران، گفته شده است. در حالی که در غم و اندوه کاراکترهایش از بین رفته است و در غم و اندوه شخصیت هایش گم می شود، خواننده مجبور است که کمی درک کند که داستان او در یک لحظه معین شده است - اما بازپرداخت فوق العاده ای است. همانند بسیاری از نوشته های موریسون، تمرکز بر روی زنان است - توانایی و توانایی آنها برای زنده ماندن از شرایط وحشتناک. به عنوان یک زن، موريسون را بدون داشتن احساس بدهی به کسانی که پیش از این آمده اند، قدردانی می کنم، و منشأ امید در میان مبارزه ای مداوم، غیرممکن است.

مشاهده لینک اصلی
اگر می توانید یک کتاب را به جهنم ارسال کنید، این کتاب خواهد بود. چه اتلاف وقت کامل من. تنها دلیل این که من برای خواندن این مطلب برای کلاس Authors Major American من بودم. فکر می کنم که من باید هفت رمانی دیگر را با تونی موریسون بخوانم، اکنون به من فشار می آورد. امیدوارم بهتر از این زباله ادبی باشند که نابودی کامل خواندن را داشته باشم. نه به ذکر این بود که AF.I خسته کننده بود، منظورم این است، چه در جهنم حتی اتفاق افتاده است؟ من احساس خلاصه ای برای این کتاب واقعا گمراه کننده است. آیا من کل موضوع مادر / دختر را از دست دادم؟ منظورم این بود که در بعضی قسمت های کتاب بود، اما من نمی توانم آن را یک موضوع اصلی بنامم. شاید من احمق باشم چه کسی می داند؟ POV های متناوب بدون دانستن اینکه چه بلندگو ساخته شده من می خواهم چشم هایم را از پریزهایم پاره کنم. اساسا، من این کتاب را فراموش کرده ام.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب یک بخشش


 کتاب اضطراب موقعیت
 کتاب تیپ اشباح
 کتاب کافکا در کرانه
 کتاب من غیرقانونی
 کتاب گیاهخوار
 کتاب جزء از کل