کتاب کمی ایمان داشته باش

اثر میچ آلبوم از انتشارات قطره - مترجم: احمد نیازاده-دهه 2000

کسی را که اهل ایمان باشد می‌شناسی؟ وقتی او را می‌بینی فرار می‌کنی؟ اگر این طور است بدان دیگر نیازی به گریز نیست. چند لحظه‌ای بشین. یک لیوان آب یخ بنوش. یک بشقاب نان ذرت بخور. شاید متوجه شوی چیز زیبایی هست که می‌توان یاد گرفت و نه تو را می‌گزد و نه ضعیفت می‌کند فقط ثابت می‌کند در وجود تک تک ما جرعه‌ای الهی هست که شاید یک روز بتواند جهان را نجات دهد.

در آغاز یک پرسش بود. در پایان آن پرسش پاسخش را گرفت. خداوند و ما با او زمزمه می‌کنیم و ترانه‌های بسیاری هست اما فقط یک آهنگ را می‌خوانیم فقط یکی. ترانه‌ی شگفت انگیز انسان.


خرید کتاب کمی ایمان داشته باش
جستجوی کتاب کمی ایمان داشته باش در گودریدز

معرفی کتاب کمی ایمان داشته باش از نگاه کاربران
داشتم فکر می کردم که اگر واقعا قرار بود خدایی وجود داشته باشه ، چه خوب می شد که خدای یهودی ها یا مسیحی ها می بود... مهربون و بخشنده و همون قدر در دسترس و شوخ طبع ! درست بر عکس خدای ما مسلمون ها که همیشه عصبانی و بداخلاقه و بیشتر اوقات سرگرم جمع کردن هیزم واسه جهنمشه که به محض قبض روح شدن بنده هاش هولشون بده تو آتیش جهنننم تا هی بسوزن و زجر بکشن و خدا هم کیف کنه!! جرات هم نداری باهاش دو کلام حرف بزنی ،درد و دل و گله و شکایت که جای خود دارد
:))
جدا از شوخی این کتاب تلنگری بود واسه من که این روزه ها خیلی چیزها رو فراموش کردم و لازمه قبل از دیر شدن یه سر و سامونی بهشون بدم

----
اگر کسی می خواهد بار خود را برای بهشت ببندد، باید این کار را انجام دهد : لمس همه چیز و نبردن چیزی با خود

مشاهده لینک اصلی
«کمی ایمان داشته داشته باش» اثر میچ آلبوم.
کتاب بر اساس اتفاقات واقعی نوشته شده. همه چیز از زمانی آغاز میشه که کشیش کلیسا از میچ میخواد تا سخنرانی روز خاکسپاریش رو انجام بده و به همین دلیل هم میچ شروع به آشنا شدن با زندگی اون روحانی می کنه. و به معانی جدیدی از ایمان دست پیدا می کنه.

میچ آلبوم نویسنده ی محبوب منه و همیشه کتاباش بنظرم زیبا و خلاقانست. اما این یکی رو که اتفاقا امتیاز بالایی توی گودریدز داشت، خیلی نپسندیدم. به شدت شبیه به کتاب @سه شنبه ها با موری@ بود که خب اون هم واسم خیلی جذاب نبود متاسفانه.

مشاهده لینک اصلی
در ابتدا در خانمهای زن فمنیست مورمون منتشر شد. وقتی که در جوانان زن بودم، به نظر می رسید که هر زمان فعالیت های متقابل برنامه ریزی شده ما از بین برود، برنامه ریزی B بمنظور کشف برخی از کتابهای مورمون از قفسه های ذخیره سازی و نوشتن شهادت ما در آنها. در آن زمان در زندگی من، من در مورد یک ایستادگی در برابر یک جماعت در روز یکشنبه صدمه زدن صفر داشتم و شهادت من را به دست آوردم، یا صحبت در یک کاناپه در مورد تبدیل من به انجیل، اما به هر دلیلی، من همیشه وقتی که به آن رسیدم خفه شدم نوشتن درباره ایمان من بنویسید و آن را احساس ناپذیر و غافلگیرانه کنید، مانند آنچه که احساس کردم در قلب من نمیتوانست به درستی به کلمات بپردازد. این حیرت انگیز بود، زیرا یکی از اموال ارزشمندی من در آن زمان، کتاب مورمون بود که ما از مبلغان در میدان معبد بدست آوردیم، با شهادت صادقانه تایید شده از یک خانم کوچک زن عسل مواجه شده از شمال یوتا بر روی پوشش داخلی. من دوست داشتم در مورد شهادتش خواندن داشته باشم، اما احساس کردم که چیزی در ترجمه از سخنرانی به کلمه نوشته شده از دست داده است. آخرین کتاب متیک آلبوم، \"ایمان کمی\"، به نوعی داستان او برای رسیدن به شهادت است . او می گوید: «این یک داستان درباره اعتقاد به چیزی و دو مرد بسیار متفاوت است که به من آموخت که چگونه او را به یاد می آورد.» او داستان را در یک لحظه از زندگی خود شروع می کند، زمانی که همه چیز خوب پیش رفت. »او رابطه خوبی با او داشت همسر، بچه های بزرگ، و حرفه ای رضایت بخش و هیجان انگیز، اما دین صندلی عقب را گرفته بود، به خوبی، او واقعا در آن لحظه در زندگی خود به آن نیاز ندارد. او به خانه نیوجرسی رفت تا پدر و مادرش را ببیند و به آلبرت لوئیس که به نام ربی، روبن سالخوردهی دوران کودکی اش شناخته شده بود، فرار کرد و او را به درخواست او دعوت کرد تا شعارهای خود را در مراسم تشییع جنازه او تحسین کند. آلبوم بر این درخواست متزلزل شد و گفت: \"و همانطور که اغلب موارد مذهبی است، فکر کردم از طرف من خواسته شد که در واقع به من داده شود.\" در دهه آینده، او می دانست رب نه تنها به عنوان یک رهبر روحانی، بلکه به عنوان یک انسان، و تماشا او را رشد می کند و در نهایت می میرند. در همان زمان، او با هنری کاوینگتون، یک کشیش در یک جماعت درون شهر در دیترویت که کلیسا یک پناهگاه بی خانمان بود که از بنیاد Albom کمک می کرد، نزدیک شد. آلبوم داستان Rebâ € ™ ثانیه با خود و با Covingtonâ € ™ ثانیه، که به دیترویت آمد و متوجه شد که خواست او پس از زندگی زودهنگام جرم و جنایت، سوء مصرف مواد و زندان، و در حال حاضر کار می کند برای کمک به تغییر زندگی افرادی که به عنوان او یک بار بود، که به کسی احتیاج دارند تا به آنها ایمان بیاورند. من می خواهم با شما در میان بگذارم: من نمی توانم بیشترین طرفدار Mitch Albom باشد. من سه شنبه ها را با موری خواندم وقتی که سالها پیش از آن خارج شدم و وقتی موریه درگذشت، با بقیه ی شما گریه کردم. اما اشک هایم احساس کردند که من گریه می کردم، فقط به خاطر این بود که از من انتظار می رفت که استاد خوب در نهایت به ALS خاتمه داد. چند سال بعد من خواندن پنج نفر را برای یک گروه کتاب در آسمان دیدم و تصمیم گرفتم بدترین کتابی باشد که هرگز خوانده ام - پنیر زیبای عشق ما بیش از یک آفتاب پر است € نوع روحانی گمانه زنی مستقیما از روز شنبه جنگجو و ستاره کودک همراه با دستکاری عاطفی رمان جودی پیکوول. پس از این تجربه، من به طور ناخودآگاه تمام کتابهای کوچک و حساس، گران قیمت گرانبها را فرا می خوانم (فکر می کنم ریچارد پل اونانس جعبه کریسمس یا آخرین سخنرانی رندی پاشچ) کتاب های متیو آلبوم را می دانند و از آنها اجتناب می کنند. چند سال پیش من به یونان لرهر دستور دادم. پروست یک عصب شناس از آمازون بود. هنگامی که آن را در قالب کتاب \"متیو آلبوم\" وارد شدم، انتظاراتم را تعدیل کردم و برای پیدا کردن یک کتاب به چالش کشیدن، فقط در یک کتاب فانتزی برای کتاب بزرگ برای نمایش مادربزرگ، شوکه شدم. نکته این است که من بعضی از تعصبات قابل توجهی را در برابر کار آلبوم در حال خواندن داشتم. ایمان کمی داشتم. بنابراین به نظر می رسید که این کتاب بد نیست. در حقیقت، این خیلی خوب بود. Albom در بهترین حالت خود در هنگام نوشتن در مورد رب، داستان که نزدیک ترین به قلب او و مرکز معنوی خود بود. من تعجب می کنم که آلبوم و یا ناشرانش احساس کردند که به اشتراک گذاری یک داستان دیگر در مورد دیدار او با مربی در حال مرگ، بسیار شبیه به سه شنبه ها با موری است. در واقع، من همیشه سه شنبه ها با موری را در نظر داشتم که آلبوم را تبدیل به «سکولار» از یک شگفت انگیز خودخواهانه به فردی می کند که برای دیگران و نیازهای آنها نگاه می کند. فصل هایی با کوینتنگ، در حالی که آنها به ما کمک می کنند پیش شرط های اولیه آلبوم و تبدیل آن به عمل، به نظر می رسد تقریبا در داستان نیست، مانند برخی از سردبیر وجود دارد که این داستان بیش از فقط Albom بازدید از لوئیس، بنابراین آنها همچنین بخش های Covington را نیز پرتاب کرد. من فکر می کنم که داستان کاوینگتون به تنهایی می تواند به عنوان یکی دیگر از خاطرات کوتاه یا قطعه ای طولانی تر باقی بماند، اما از جمله آنها را در داستان با لوئیس احساس تا حدودی مجبور شده است. از طریق رابطه او با لوئیس و کوینington، آلبوم می گوید که he همچنین، تبدیل معنوی نیز به دست آمد. اما در حالی که او در مورد دیدارهایش با ربی فاش می کند و آنچه را که می خواهند ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب زیبا من دوست دارم راه Albon دو داستان از ادیان مختلف را با هم به ارمغان آورد. مطمئنا من را از چیزهای کوچک در زندگی خیلی بیشتر قدردانی کرد و همچنین چیزهای کوچک را عرق نکرد. من به ایمان من نزدیک تر شدم و از احترام دوستان و خانواده که با من متفاوتند، قدردانی می کنم. پس از همه، همه ما به همان خدا دعا می کنیم، ما فقط آن را کمی متفاوت انجام دهید. اگر شما در مورد ایمان خود یا ایمان به طور کلی سوالی دارید، این کتاب باید بخواند. این مسئله در بسیاری از مسائل امروز مانند مبارزات اقتصادی، اعتقاد به مذهب و کشور ما رخ داده است، اما عمدتا در چگونگی پذیرش مرگ و نحوه رفتار هرکسی در آن است. مطمئنا، ایمان من قوی تر شد، اگر چه پیش از خواندن این کتاب نسبتا قوی بود، اما همچنین به من کمک کرد تا بیشتر در مورد آنچه که مهم است، اما همچنین در مورد چیزهایی که در زندگی ما وجود دارد لذت ببریم و متوجه شویم که ما در کنترل آینده ما نیستیم یا زندگی ما و ما همیشه باید آن را به یاد داشته باشیم. اگر تا به حال احساس اعتماد به نفس من در خدا را نادیده بگیرم، قطعا این کتاب را دوباره بخوانم و آن را به خانواده و دوستانم توصیه کنم زمانی که آنها در زندگی خود در معرض انفجار قرار می گیرند و احساس نمی کنند که جایی برای تبدیل شدن به آنها وجود داشته باشد.

مشاهده لینک اصلی
در این کتاب، دو نفر (از جمله میچ آلبوم)، آقای آلبرت لوئیس یا @ Reb @ به عنوان او که پاستور نامیده می شوند، مشغول به کار هستند و درخواست میچ را برای انجام عادت خود زمانی که او این جهان را ترک می کند، و هنری کووینگتون، معتاد به مواد مخدر و مواد مخدر، ایمان خود را از دست داد، چرا که او چنین اقدامات بدی را تا زمانیکه به کمک خدایان نیاز دارد و پس از فهمیدن گناهانش، به عنوان کشیش تبدیل شد. همچنین یک داستان کوچک از کاس که بی خانمان است. اولین بار من برای خواندن یک کتاب غیر داستانی، اما این جالب و الهام بخش بودم. من واقعا لذت بردن از خواندن آن را هر چند آن زمان من زمان گرفتم. برای ساختن چنین داستان الهام بخش از افراد دیگر، می توانید به میچ آلبوم بروید. ارزش خواندن آن. من این را به همه توصیه می کنم:) من می خواهم از همکلاسی من آنجلیک جادر تشکر کنم که اجازه داد تا این کتاب را قرض بگیرم :)

مشاهده لینک اصلی
هیچ کس نمی داند زمانی که زمانش در این دنیای فانی چه خواهد شد. رمز و راز آنچه پس از زندگی در این جهان ممکن است رمز و راز چگونگی وام دهنده زنده است. نخست این یک سوال بود، و آخرین درخواست @ آیا مدح شما تحویل برای من؟Pertanyaan توسط یک خاخام / معلم / کشیش / کشیش / رهبران مذهبی به Mitch Albom تحویل داده شد. با توجه به دیکشنری بزرگ اندونزیایی، eulogi به معنای: 1. سخنرانی یا نوشتن که کسی را ستایش یا احترام می گذارد، به خصوص کسی که فوت کرده است 2. قدردانی یا ستایش زیاد. بعضی اوقات ما احساس عجیب و غریبی میکنیم و اغلب در مکالمات روزمره بسیار از موضوع مرگ جلوگیری می کنیم. من یک بار آهنگی را در زبان Batak که قبلا در نوارها پخش شده بود آواز خواندم. \"اگر زمان می آید، هرکسی باید بمیرد\". بلافاصله از اواخر امپراطور بورو (مادربزرگ) اعتراض کردم. Unang songoni @ او به طور مستقیم می گویند رمان demikian.Seperti خود به خود نوشته شده توسط میچ قبل از آن، این رمان یک داستان واقعی است که او نوشته چرا که خود او تجربه یادگیری و یا روشنگری پس از او احساس یک تجربه معنوی با دیگران و یا دوستان dekatnya.Dalam کتاب این، میچ خود را که با گیجی زده شد زمانی که او خواسته بود برای ارائه یک مدح بعد از زمانی که خاخام در کنیسه (کنیسه محل عبادت یهودیان است) به تصویب رسید توصیف می کند. رابی او به نام آلبرت لوئیس نامگذاری شد. آلبرت لوئیس پیشگام و رهبری کنیسه در شهر نیوجرسی، که همچنین محل تولد میچ است. متیچ، به عنوان یک کودک، به شدت از ربی - تماس با رابی آلبرت لوئیس اجتناب کرد - زیرا او خسته کننده از کلاس های مذهبی رب است. اما چرا باید میچ؟ پس از میچ افزایش حرفه ای به عنوان یک خبرنگار ورزشی و چپ شهرستان از تولد او، او را به یک کنیسه در نام مستعار کلیسا زادگاه خود در محل باقی مانده در خارج از کشور، او به دنبال و یا هرگز به عنوان یک کلیسا در کلیسا دیگر ثبت نام کنید. شاید به kesamaanya، که میچ تنها یک خاخام از بدو تولد، که REB آلبرت لوئیس و REB است jemaat.Persiapan را ستایش را کاملا در مدت زمان طولانی. هشت سال است که میچ رب آلبرت را از زادگاهش در دیترویت ربوده است. روزهایی که او REB بازدید او بودند روز که در آن او در مورد زندگی به دست، درک SESAM، کار را با آنچه وجود دارد است را انجام دهید، متنفر جنگ، کسی که با یک استقبال و دوستانه تماس، قبول از دست دادن به عنوان شکلی از قدردانی، و بسیاری از درس های زندگی یکی دیگر از مکالمات جالب بین مایک و رب آلبرت، So (Reb)، ما راز راز خوشبختی را جمع کرد؟ @ من فکر می کنم تا @ @ آیا می خواهید به من بگویید؟ آماده @ @ آماده @ به اندازه کافی @ آن است که آن @ @ کامل از قدردانی @ این است که آن؟ @ چه ما تا به حال. برای عشق که ما دریافت خواهید کرد. و برای همه چیز که خداوند به ما داده است. @ این است؟ او به من نگاه می کند. سپس او یک نفس عمیق کشید. @ این چیزی است که @ در شهر زادگاهش در دیترویت، میچ همچنین کلیسایی را یافت که ساختمان بی خانمان در آن شهر را تهیه کرد. در مورد مسئله اعتماد و اطمینان، میچ نمای قبلی که وجود دارد @ تماس با ما @ و @ آنها. @ با این حال، یک مکالمه بین دو نفر از آنها تماس نمایش خود را از آن .... @ اما آنچه تغییر اگر کسی از دین دیگری نمی خواهید به اعتراف اعتقادات ؟ یا، به خواست شما برای اعتقادات خود بمیرید؟ @ این باور نیست که نفرت. @ آهی کشید. @ و اگر شما از من بپرسید، خدا وجود دارد و گریه وقتی که آن اتفاق افتاد. @ میچ در نهایت با رهبران کلیسا ملاقات کردند به نام کلیسای من برادران حافظ، هنری کاوینگتون. کلیسا یک مأموریت برای جمع کردن افراد بی خانمان است. در آن زمان، در دیترویت یک بحران شدید اقتصادی وجود داشت. بسیاری از شرکت ها ورشکسته و بسیاری از مردم شغل و مسکن مناسب را از دست دادند. هنری ابتکار عمل را برای این افراد در کلیسا پذیرفت. میچ نیز در نقش را با tarp پلاستیکی خرید در پیش بینی از نشت کمک اگر باران ببارد، و میچ یک مقاله در روزنامه در مورد کلیسا نوشت، با فعالیت های اجتماعی آن است که بی خانمان خود جای دهد. در نهایت، بسیاری از مردم که لباس برای آنها کمک کرده است، و یکی از آنها یک شرکت گاز که تامین بخار در زمانی که زمستان بر شهرستان آمد است، در نهایت به توافق رسیدند که صورت حساب های متخلف برای کلیسا این است که در bertahap.Apa پرداخت می شود به دست از میچ کاوینگتون هنری اساسا یک مرد زنده است نه به خاطر گذشته بلکه حال و حال و غیره. هنری یک فروشنده مواد مخدر بود که روزانه با خطر و مرگ روبرو شد. تا یک روز، وقتی که زندگی او را تهدید شد، زیرا مافیای پیگیری می کند، ...

مشاهده لینک اصلی
من دو کتاب برای خواندن این سال برای دیدار با هدف خواندن Goodreads از 80 کتاب داشتم. بنابراین، این کتاب باریک را از قفسه کشیدم. وای، آن را یک پانچ می کند و تبدیل به یکی از بهترین کتاب هایی که من در سال جاری خواندم. در طول زماني که من خودم را به سوي اعتقاد خود مي رسانم، اين کتاب فقط همان روح من بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کمی ایمان داشته باش


 کتاب جوهر وجود تو
 کتاب دریا
 کتاب صفر
 کتاب ماجرای عجیب سگی در شب
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب یک زن و هزار سودا