کتاب کجا می ریم بابا؟

اثر ژان-لویی فورنیه از انتشارات نگاه - مترجم: محمد جواد فیروزی-دهه 2000

ژان لویی فورنی انتظار نداشت که یک کودک معلول داشته باشد. او قطعا انتظار داشت که دو نفر داشته باشد. اما این دقیقا همان چیزی است که به این طنزپرداز فرانسوی شبیه شده است و تلاش او برای زندگی و مقابله با متیو و توماس، که هر دو با چالش های فیزیکی و روانی بسیار ناهنجار روبرو هستند، موضوع این کتاب شجاعانه و دلهره آور است. Fournier به یاد می آورد که زندگی او تصور می شود با پسرانش - اما پسران او هرگز واقعا رشد نمی کنند، و او از دست دادن هر حافظه ای که او فکر می کند آن را مرسوم است.

اگرچه پدر اختصاص داده شده، او از عهده بررسی محدوده ی عشق خود خجالت نکشید، زمان های بی شماری که از سرخوردگی و ناامیدی و بدون تسلیم در چشم پر می شود. متیو و توماس به سختی می توانند ارتباط برقرار کنند و هر کدام به نوبه خود عبارات آموخته می شوند، مانند "کجا می رویم، بابا؟" (مورد علاقه در ماشین) در آنچه احساس می کند که Fournier یک حلقه ابدی است.

در کجا ما برویم، بابا؟ ، Fournier همه چیز را نشان می دهد و شاید هم قابل توجه ترین کیفیت آن باشد. او پشت یک ماسک کلیشه پنهان نمیشود، اما به تاریکی که با ناتوانی و نگرانیهای نادر از نور است، صدایی را میشنود. ژان لوئیس از طریق ضربهای کوتاه و قدرتمند، غم و اندوه خود را با بدبینی و طنز مدیریت می کند. برای والدین کودکان معلول، این کتاب برخی از امید را از شجاعت که باید هر روز به دست آورند، فرصتی برای گمراه کردن آنها، خنده در خود و حتی درک احساسات زشت خود احساس کنند. برای بقیه ما، این یک نگاه آشفته و دلهره آور به زندگی غیر قابل تصور است.


خرید کتاب کجا می ریم بابا؟
جستجوی کتاب کجا می ریم بابا؟ در گودریدز

معرفی کتاب کجا می ریم بابا؟ از نگاه کاربران
از روزی که تومای ده ساله، پا توی ماشین کاماروی من گذاشت، یک‌ریز به صورت یک عادت همیشگی تکرار می‌کند: کجا می‌ریم، بابا؟

بار اول جواب می‌دهم: می‌ریم خونه.

یک دقیقه بعد، با آن حالت ساده‌لوحانه باز همان سوال را تکرار می‌کند، انگار چیزی در ذهنش گیر نمی‌کند.
بار دوم می‌پرسد: کجا می‌ریم، بابا؟

من دیگر جواب نمی‌دهم. راستش خودم هم دیگر نمی‌دانم کجا می‌رویم تومای بیچارۀ من. با جریان آب می‌رویم. می‌رویم مستقیما تا خود دریا ...

... کجا می‌ریم، بابا؟
می‌رویم توی اتوبان، در جهت مخالف رانندگی می‌کنیم. می‌رویم به آلاسکا، خرس‌های قطبی را نوازش می‌کنیم و خودمان را می‌اندازیم جلوشان. ما را می‌درند و می‌بلعند. می‌رویم به جستجوی قارچ. آمانیت فالوید می‌چینیم و باهاشان یک املت حسابی درست می‌کنیم.
به دریا خواهیم رفت. به خلیج مونت سن میشل. می‌رویم روی شن‌های روانش قدم می‌زنیم. شن‌ها ما را خواهند بلعید. به جهنم خواهیم رفت.

توما خونسرد و آرام ادامه می‌دهد: بابا، کجا می‌ریم؟
شاید قصد دارد رکوردش را بهبود ببخشد. به مرتبۀ صدم که می‌رسد، آدم دیگر نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد، می‌زند زیر خنده. با او، آدم اصلا احساس ملال و دلتنگی نمی‌کند...!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کجا می ریم بابا؟


 کتاب سرپناه کاغذی
 کتاب هیپنوتیزم ماریا
 کتاب ذهن و بازار
 کتاب فیلم همچون فلسفه
 کتاب آلیو کیتریج
 کتاب هنر اشتباهی