کتاب هیچکس مثل تو مال این جا نیست

اثر میراندا جولای از انتشارات نشر چشمه - مترجم: فرزانه سالمی-دهه 2000

اگر غمگین هستید از خودتان بپرسید چرا غمگین هستید. بعد تلفن را بردارید و به دیگران زنگ بزنید و از آنها بخواهید به این سوال پاسخ بدهند. اگر هیچ‌کس را نمیشناسید به اپراتور زنگ بزنید و این حرفها را به او بگویید. اکثر مردم نمیدانند که اپراتور وظیفه دارد به حرفهایشان گوش بدهد


خرید کتاب هیچکس مثل تو مال این جا نیست
جستجوی کتاب هیچکس مثل تو مال این جا نیست در گودریدز

معرفی کتاب هیچکس مثل تو مال این جا نیست از نگاه کاربران
هنگامی که برای اولین بار در مورد میراندا ژوئیه از شلاق زدن (و hipster-haters) شنیدم، من هیچوقت به او نگفتم، فرض بر این که او دیابلو کودی را مجددا نوشت. من اشتباه نکردم من شما و من و هر کس را که می شناسیم تماشا کردیم - آن را دوست دارد. نگاهی به آینده - واقعا آن را دوست داشت (آن سخت تر برای تماشا و غمگینی نیست، اما هنوز هم کاملا درخشان). او کمی داستان را دوست داشت و فقط برای نیویورکر نوشته بود. در نهایت، دستانم را بر روی این کتاب گذاشتم. بسیاری از ستایش در پشت کاغذ کاغذی که خرید کردم، بسیار نگران بودم که نوشتن نمی توانست به آن ادامه دهد. اما آن را انجام داد - در واقع هر داستان. این زن یک نویسنده واقعی است. او هر کسی را تقلید نمی کند تنها نویسنده ای که به من یادآوری می کند فقط یک تکه کوچک است مری گیتس کییل (که من دوست دارم). او گیتس کایلز را برای گزارش دادن به انحرافات بسیار ابتدایی، اما در لحن کودکانهتری دارد. Gaitskill گزارش زن است، جولای یک دختر کنجکاو است. این دو خانم نیز یک عبارت متوسط ​​را بیان می کنند و من فکر می کنم آنها کاملا با هم همخوانی دارند - من نمی توانم به شما بگویم که من دوست دارم بهتر. داستان هایی که بیشتر برای من مهم هستند عبارتند از: مرد مسن تر به امید دادن یک خواهر همکار. درخشان، جسور و زیبا برای چنین موضوع عجیب و غریب. و من کاملا عاشق یکی در مورد دو دختران در حال حرکت به یک آپارتمان با هم پس از دبیرستان. آخرین داستان را نیز دوست داشت، اما نمیتوانستم توضیح بدهم چرا که ممکن است بعضی از آن را خراب کند. من آرزو می کنم قصه گذاران بیشتری مانند این بودند. Shes طبیعی اما عمل از یک مکان منحصر به فرد. میراندا جولای از این جهان در بهترین حالت ممکن نیست.

مشاهده لینک اصلی
در اولين روز واقعا تابستان تابستان 07 در نيويورک، من دروغ گفتم ميراندا جوليس را بخوانيد. هيچ کس جز شما بيش از شما نيست. مجموعه داستان کوتاه به سرعت خوانده مي شود؛ بعد از دو ساعت به تنهایی در اتاقم که بیش از نیمی از آن را خوانده بودم. Miranda Julys storys با گم شدن و تنهایی و کمی ناسازگار است. یک پدر که به چگونگی لذت بردن از زنان با انگیزه های خاص خود می آموزد، یک دختر که به طور گسترده ای در یک جامعه بیابان می آموزد با استفاده از وان حمام خود به عنوان منبع آب شنا می کند. یک زن که علامت نقص شراب آن یک ناهنجاری قابل سقوط است تا زمانی که او را حذف کرده است و خود را به طور کامل از دست می دهد، عزاداری علامت تولد را به عنوان اینکه او یک دوست عزیز را از دست داده است. همه این شخصیت ها لذت بخش هستند، اما بعضی اوقات شورش می کنند، که در طول زندگی از طریق آن مبارزه می کنند. اغلب اوقات برای طولانی مدت از خواب و فرار از آن استفاده می کنید. داستانها دوگانگی خاصی را به وجود می آورند که به نوعی رضایت بخش است که می دانیم که بسیاری از مردم احساس یکدستی و دلسوزی را به اشتراک می گذارند، اما از سوی دیگر احساس شما را از جهان خارج جدا می کند. شاید به این دلیل بود که من برای چندین ساعت متوالی در جهان غرق شده بودم یا شاید گرما بود، اما زمانی که من سرانجام دوباره به واقعیت خودم بازگشتم، احساس خشنودی و مشتاقانه برای نوعی ارتباط انسانی داشتم. بنابراین، من فکر می کنم کتاب درخشان است. مدت کوتاهی پس از پایان کتاب جولیس، مجله نیویورک یک قطعه در مورد او را با تمرکز جولای به عنوان نقطه تحمل در جهان indie اجرا کرد. او یک جک تمام معاملات است، یک زن رنسانس تیل، با تجربه در فیلم سازی (من شما و هر کس که ما می دانیم)، هنرپیشه، بازیگر و غیره و غیره. برخی از آزار و اذیت او، و دیگران فکر می کنم شگفت انگیز است. با قضاوت صرفا بر روی اولین کتابش (من فیلم او و هیچ هنر دیگری را دیده ام) او قطعا دارای صدای منحصر به فرد و نقطه نظر تازه است.

مشاهده لینک اصلی
پس از شنیدن بسیاری از چیزهای خوب در مورد این کتاب، من نا امید شدم که متوجه شدم که واقعا خیلی بدی بود. شخصیتها - بیشتر زنان - کاملا باورنکردنی هستند. باور نکردنی به این معنی که آنها به نظر نمی رسد مانند مردم واقعی که بقیه ما می دانیم. شاید این فقط پس زمینه من است که من نمی توانم با این شخصیت شناسایی و بنابراین در داستان می شود. من ترجیح می دهم ترکیبی از توسعه شخصیت خوب و طرح معمولا. این به حال توسعه نسبتا هیچ شخصیت - آنها عجیب و غریب بود، جدا از مردم برای شروع و آنها باقی مانده است. یا شاید این واقعیت است که من یک شخص واقعی هستم و ترجیح می دهم درباره اشخاصی که حتی می توانم در موارد جزئی به آن ها اشاره کنم را بخوانم. گذشته از یک یا دو داستان که ظاهرا شامل شخصیت هایی بودند که در بقیه ما در سیاره زمین زندگی می کردند، داستان های دیگر فوق العاده خشمگین بودند. چه کسی خواب میبیند وقتی فرد دیگری تشنج دارد؟ او موفق می شود در داستان هایش احساسات زیادی به ارمغان بیاورد، خانم جولای کار خوبی است. اما شما می دانید، وجود دارد که نویسندگان وجود دارد که می تواند محتوای احساسی را بیابد و همچنین در مورد افرادی که به نوعی در افکار و انتخابات شبیه انسان هستند، بنویسند. گره خورده بود به تنهایی و غم و اندوه من احساس خواندن این داستان ها نیز بسیار ناراحت کننده بود در این شخصیت ها که فقط بسیار کسل کننده و عجیب و غریب بود که واقعی باشد. باید از کوین بخاطر مشاوره دادن به خرید یک کتاب داستان کوتاه توسط یک نویسنده جدید تشکر کنم، مگر اینکه مطمئن بودم که من آن را دوست داشتم. چه اتفاقی می افتد؟

مشاهده لینک اصلی
شخصیت های Julys هستند weirdos کل. به طور غیرقانونی، اما همچنین بچه ها، مانند، آرام است.

مشاهده لینک اصلی
من نیاز به سفید کننده مغز دارم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هیچکس مثل تو مال این جا نیست


 کتاب سقلمه
 کتاب گلوله برفی
 کتاب زندگی پی
 کتاب دریچه ای به سوی کیهان
 کتاب راهی به سوی بهشت
 کتاب زشت ها