کتاب هزار خورشید تابان

اثر خالد حسینی از انتشارات مروارید - مترجم: زیبا گنجی-دهه 2000

هزار خورشید تابان نام دومین اثر از خالد حسینی نویسنده مشهور افغانستانی است که بعد از انتشار کتاب بادبادک باز منتشر شد. خالد حسینی این کتاب خود را به دو فرزندش و تمامی زنان افغانستان اهدا کرده است. همانند بادبادک باز نویسنده روایت و داستان‌پردازی عمدتا خطی و سرراستی دارد. شیوه‌ای از نویسندگی که در عین سادگی به سبب مهارت خالد حسینی، چیزی از زیبایی نوشتار نمی‌کاهد. داستان رمان هزار خورشید تابان درباره ی دو زن به نام مریم و لیلا است. (less


خرید کتاب هزار خورشید تابان
جستجوی کتاب هزار خورشید تابان در گودریدز

معرفی کتاب هزار خورشید تابان از نگاه کاربران
اخیرا خواننده خالد حسینی @ The Kite Runner @ و شنیدن چند نظر از دوستان که @ Thousand Splendid Suns @ تقریبا خیلی خوب بود، تقریبا با اکراه این کتاب را در فرودگاه پیدا کردم زمانی که می دانستم که تقریبا با کتاب Id انجام شده است همراه آورده. حسین منصفانه و ساده اما سبک نوشتن قبلا من را برنده کرده بود و من نمی توانستم یک داستان را کمتر از اولین کتابش غم انگیز ببینم. بله، این یک داستان غم انگیز است. بله، نوشتن او جادویی است. بله، این یک داستان لمس است. علیرغم نومیدی از وضعیت شخصیت ها، علیرغم جنگ و ویرانی آن به بسیاری از افراد به داستان های مردم مربوط می شود، به رغم دل درد پس از دلهره، زنان در معرض امید قرار می گیرند.

مشاهده لینک اصلی
بررسی من از نظرسنجی کتاب لس آنجلس تایمز: خالد حسینی، رماننویس متولد افغانی، خوانندگان را با \"The Kite Flyer\"، اولین رمانش که در اطراف دوستی میان امیر، سنی پشتون، متولد شده در کابل و او دوست پسر و خواهر حسن حسن، یک شیعه، یک قهرمان هزاره و دونده استاد کیت، که در طول راه رفتن به زمین، بادبادک فرو می ریزد و در سال 1975، یک برخورد خشونت آمیز است که زندگی هر دو پسر را تغییر می دهد . â € œThe Kite Flyer، â € که 4 میلیون نسخه در ایالات متحده به فروش می رسد تنها، یک مخاطب آمریکایی به فرهنگ افغانستان معرفی شده است. حالا که حسینی مگس فروش پسر است به جای نویسنده ناشناخته از ضربه خواب، ضرب و شتم چگونه می شود؟ من آن را به تست نهایی گذاشتم. در طی یک سفر اخیر هواپیما، رمان جدید حسینی را بخوانید، در حالی که از طریق چک کردن کیوسک، چک کردن کیسه، چک کردن امنیت - شنیده، Baggie و کتاب در دست می گذرم. من در حال انتظار در فرودگاه با قهوه، و در پرواز، احاطه شده توسط بچه ها فریاد، با پسر در مقابل من، صندلی عقب، عملا بر روی دامان من تیز. موضوع داستان حسینی با همه ی اینها همراه با پرواز بازگشت است، که در آن صبح دو ساعته در سانفرانسیسکو (سوشی و پیت صبحانه) صبحانه را تحمل کردم، سپس پنج ساعت در ساعت هوا؟ این خیلی خوبه که از نویسنده بپرسید. اما حسینی هدیه داستان نویسی دارد. من در منطقه دنیای دیگر مسافرت هواپیما متوقف شدم، من روستای تخیلی گل Daman، مناره ها، بازارها و باغ های هرات، کوه های برفی و کلیساهای عمومی کابل را کشف کردم. من تا به حال خیلی غم انگیز نیست در حالی که به طور همزمان تا حیرت آور از زمانی که من جیمز Michenerâ € ™ â € œHawaiiâ € در یک بازار کک در طول پس از 9/11 تروما، در جزیره منهتن برداشت. میچنر، پیشگام برنده جایزه پولیتزر از مخلوطی از واقعیت تاریخی و داستان که امروزه استاندارد است، هاوائی را از دیدگاه ساکنان اصلی («هویویک که در دلهای ما برای چهل و پنجاه و شصت نسل) زندگی می کند» به طرز شگفت انگیزی به عنوان یک فوران عظیم آتشفشانی (\"شب وحشتی که در غرقه و بدبختی در قدرت آن است، ترسید\") و سونامی ناشی می شود. حسینی همچنین به ما می آموزد که تحولات تاریخی با روحیه زندگی خانوادگی و روستایی روایت شود. او در رمان جدید خود داستان های دو زن افغانی را در طول چند دهه آشفتگی با هم تلفیق می کند. مریم دختر خاله ی یک تاجر ثروتمند هرات و خانه دار او است. متولد سال 1959، در یک کلبه در حومه شهر که در آن هفته توسط پدرش بازدید می شود، بزرگ شده است. پس از گذشت 15 سال از خودکشی مادرش، پدر Mariamâ ازدواج او را به یک کفشدار به نام رشید. او یک پشتون سنتی است که او را به کابل می فرستد و اصرار می کند که او بخار را بپوشاند. هنگامی که مریم قادر به تحمل کودکتان نیست، با وجود بسیاری از سقط جنین، او را با هرج و مرج ظالمانه رفتار می کند. او به عنوان یک همسر دوم لایلا، دختر همسایگان تاجیک، می گیرد. لیلا، که در طول دوران کودکی خود یک پسر همسایه را دوست داشت، طارق، عاشق او می شود، درست قبل از اینکه او و خانواده اش افغانستان را ترک کنند. در عرض چند روز، هنگامی که خانه آنها بمباران می شود، پدر و مادرش کشته می شوند. رشید او را می گیرد و ازدواج می کند. با گذشت زمان، به عنوان لایا دو فرزند را می کشد، او و ماریام از طریق تجربه مشترک خانهداری، فرزندپروری و تحویل به سلطه سادیستی رشید پیوند می زنند. آنچه که این رمان را از دیگران به دست می آورد - از متن \"افتراق\" به دست می آید - حسینی برای بافت زندگی روزمره و توانایی او برای نشان دادن طیف گسترده ای از احساسات انسانی، از خشم تلخ یک زن مورد آزار قرار گرفته تا زود رنج از عشق یک زن احساس می کند هنگامی که او می یابد که او باردار است. \"Thousands Splendid Sunsâ € یک دنباله ای ارزشمند برای\" The Kite Flyer \"است.

مشاهده لینک اصلی
â € œMarriage می تواند صبر کنید، آموزش و پرورش cannot.â € من در از دست دادن کلمات \"، کاملا بدون سخن گفتن در سفر که خالد حسینی من را از طریق مراجعه کرد. من رسما کلاه خود را برای او گرفته و اعلام کرد که او یکی از مهمترین و برجسته ترین نویسندگان در قرن 21 است. همه می توانم بگویم این است که قلب که به این کتاب یا هر کتاب دیگرش می رود، عمیق است، از تفسیرهای اجتماعی، تجربیات تهاجمی، سبک نوشتن شعر، موضوعاتی که به خوبی مورد بحث قرار گرفته اند، احساسات فرهنگی و خیلی بیشتر. منظورم این است که کتابهای او در آینده کلاسیک هستند و آنها را دوباره بخوانید تا صفحات از اهمیتی که دارند حمل کنند. â € œOf تمام سختی های فردی که باید با آن مواجه بود، هیچ کدام مجازات بیشتری نسبت به اقدام ساده ای از انتظار نداشتند. داستان این دو چشم انداز از افغانستان را شامل می شود، ماریام (یک دختر جوان که ازدواج کرده متولد شده و تابو را در نظر گرفته است با مادرش زندگی می کند اما طول می کشد تا با پدرش زندگی کند اما بعد از یک تجربه تهاجمی، زندگی او به سوار وحشی پرتاب می شود) و چشم انداز دیگر لایلا (نسل جدا از ماریم است، او در محیط بسیار با ثبات و بی خطر رشد می کند جنگ تمام می شود و ما از مبارزات زندگی اش پیروی می کنیم). زندگی آنها درهم آمیخته است و در این مبارزه، یک پیوند قوی ایجاد خواهد شد. \"قلب مردی یک چیز بدبخت و بدبخت است. این مثل رحم مادر نیست آن خونریزی می کند این به معنای کشیدن است که برای شما ایجاد می کند. \"من نمی خواهم بیش از حد به طور خلاصه، من می دانم که من در یک موقعیت بسیار خطرناک است، زمانی که من تصمیم به باز کردن این کتاب بود. پس از خواندن شاهکار دیگر خود را * و کوه ها پژمرده است\n** در طول یک زمان حیاتی در افغانستان انتظار می رفت که فرهنگ خاورمیانه با توجه به دین اسلام مورد توجه قرار گیرد. او با چنین جنگ وحشتناکی و ترسناک جنگید (بدیهی است که جنگ آن وحشتناک است) و من بسیار خوشحالم که حسینی با خواندن بخش مهمی از تاریخ را نادیده گرفت. من در تعصب، بدرفتاری که زنان باید انجام می دادند و اینکه چگونه از تحصیل محروم شد و مجبور به ازدواج های زودهنگام شد (دختران 12 ساله که از 40 مرد سالخورده ازدواج می کردند) شوکه شدم. جامعه هیچ شکی برای موفقیت اگر زنان آن تحصیلات ندارند ... بخش غم انگیز این است که هنوز هم اتفاق می افتد و من اینجا زندگی می کنم و دیگر کشورهای توسعه نیافته. فروش دختران خود را به پول و یا به نام سنت\nâ € من خیلی عصبانی شدم چون زنان / دختران به عنوان یک کالا در کتاب دیده می شوند. مانند اگر زن یک دختر را تولد می کند، شوهر شادی می کند؛ زیرا او پسران زیادی را می گیرد، این کودک جوان با خودش حق انتخاب این است که در حال حاضر به یک زندگی بدبختی رسیده است و او برای چند لحظه در اینجا روی زمین بوده است. این واقعا باعث می شود که دیدگاه خود را در جهان تغییر دهید و نادانی را درمان کنید. ما بسیار خوش شانس هستیم تا دسترسی آسان به اطلاعات و آنچه که ما به عنوان «زندگی عادی» می بینیم. خالد شما را از منطقه راحتی خارج می کند و باعث می شود شما فکر کنید و این باعث می شود که او یک هنرمند واقعی باشد، حداقل در چشمان من. می خواهم در مورد خندیدن، اما این کتاب را تجربه کنم که مجبور به باز کردن آن هستم، زیرا من یک منظر کاملا جدید در زندگی پیدا کرده ام . به شدت آن را توصیه می کنم و همچنین کتاب دیگر او * و کوه ها پژمرده است\n*

مشاهده لینک اصلی
به نظر می رسد که این کتاب و پیشینیان آن، The Kite Runner، اخیرا موجب افزایش محبوبیت اینترنت شده اند، اما براساس بررسی ها، از خواندن نیز خسته شده است. اکثریت مردم به نظر می رسید موافق باشند که این داستان های جنگ داخلی افغانستان \"خواندن\" نه به دلیل توصیف های طولانی و تیزهوش (کاملا برعکس، در واقع، حداقل خورشید پر زرق و برق، اساسا به خوبی نوشته شده با مقدار زیادی از گفت و گو برای رانندگی خواننده از طریق داستان) اما به دلیل موضوع. من مشکوک بودم که این کتاب احتمالا با توضیحات گرافیکی از خرد و خشونت پر شده بود. من نمی خواستم درباره آن صحبت کنم. اما وقتی که کتابخانه من این انتخاب را برای انتخابش انجام داد، تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم. بعد از همه، چیزهایی که من در مورد باشگاه کتاب بهترین ها را دوست دارم، تلاش کردن ژانرهایی نیست که دیگر نمی توانم بخوانم. این کار طولانی نبود تا ببیند که این طرح یک سری از تراژدیهای ظاهرا بی پایان است، درست همانطور که مظنون به آن هستند. مقدار خشونت آمیز ناگهانی از طریق جنگ (که به اندازه کافی وحشتناک بود)، بلکه در یک سطح شخصی و شخصی بود. بدتر، من در این کتاب امید کمی پیدا کردم. حتی پایان دادن به آن به نظر من، یک مورد از «خیلی خیلی دیر شده است». اگر خواسته شود که کتاب را به طور کلی توصیف کند، می گویند آن را مضحک و افسرده است - و فقط برای طعم من خیلی گرافیکی است (من متوجه شدم چند بار کل پاراگراف را از دست می دهم). با این حال، چندین ویژگی بازخرید در مورد این کتاب وجود دارد که من را از تخصیص آن به ستاره ی ترسناک در Goodreads (که واقعا نباید بد باشد - فقط به معنای \"من آن را دوست ندادم\". اولا، از بینش هایی که به من در تاریخ افغانستان داده بود قدردانی می کنم. من عاشق سابقه و یادگیری رویدادهای تاریخی جدیدی نیستم که قبلا شناخته شده بودم، به خصوص در سطح شخصی و انسانی، و هزاران سرنشین پر جنب و جوش در اینجا ارائه شده است. حسینی از طریق شخصیت هایش، سی سال از تاریخ افغانستان را می آموزد - چیزی که (قبل از خواندن این کتاب) منحرف شده بود، اساسا نادان بود. دوم، من به آزادی هایم به عنوان یک عمیق تر از قبل آموختم. خواندن حکومت مخرب و تضعیف طالبان، به حداقل می گفت: چگونه زنان می توانند وجود داشته باشند (بله، کلمه «وجود» کلمه ای است که «تقریبا به نظر می رسد« زندگی »برای کسی است) در چنین مواردی محیط سرکوبگر کاملا غیر واقعی بود. چیزهایی که من فکر می کردم امتیازات اساسی جامعه مدرن بود - زنان در مراحل زایمان که در بیمارستان های مناسب به کار می روند، زنان در صورت لزوم برای حمایت از خانواده خود، زنان را ترک می کنند بدون پوشش سر به انگشتان یا اسکورت مردانه \"همه این چیزها (که من به عنوان حقوق ذاتی شمارش کرده بودم) تحت کنترل طالبان در افغانستان غیرممکن بود. بدترین حالت عدم امنیت شخصی بود - چقدر افتضاح بود که احساس غرور و بی عدالتی از آسیب های فیزیکی در داخل و خارج از خانه خود احساس می شد. من الان درک می کنم، همانطور که پیش از این تاکنون ندیده بودم، چگونه ما به عنوان آمریکایی ها خوشبختیم (و من، به ویژه: \"من نمی دانم که هر کس احساس امنیت می کند، حتی در کشور خودمان) و اینکه اهمیت آن این است که ما برای آزادی مبارزه می کنیم برای دیگران که قادر به انجام آن برای خود نیستند. هیچکسی مستحق آن نیست که به دلیل اینکه این زنان افغان انجام دادند، توسط یک حکومت تحت تعقیب قرار گرفتند. یک کتاب توصیه می کنم؟ احتمالا نه. اما کتاب من متاسفم خواندن؟ خوب، احتمالا نه، هم. دو ستاره (it خوب بود @ من نمی تونم بگم من آن را دوست داشتم) ---

مشاهده لینک اصلی
این داستان در یک منطقه @ war @ افغانستان قرار دارد که حسینی کار خوبی را انجام می دهد، نگاهی به تاریخ افغانستان می دهد. اگرچه احساس می کنم داستان در قسمت های اول و دوم کتاب به آرامی حرکت می کند. وقتی مریم و لیلا زندگی می کنند، این داستان واقعا برای من جریان دارد. از این لحاظ این کتاب صرفا غیر قابل تحمل است. ماریام و لایا یک اتحاد را به عهده داشتند و خشمگینانه علیه رشید خشونتبار و وحشیانه ای که شوهرشان آنها را به خطر می انداخت (من واقعا می خواهم این ضربه را در آجیل بزنم!) آخرین صفحه بخش سوم این کتاب نقطه عطفی برای من بود؛ زیرا زمانی که قسمت چهارم را شروع میکنم، همه چیز به نظر میرسد از آنجا خارج می شود. من می دانم که در انتهای تونل تیره @ نوع @ چیزی وجود دارد. خوب، باید باشد Hehehe ... چه از این کتاب از این کتاب یاد می شود isa € |Be بسیار مراقب باشید اگر شما یک زن گریه. چرا؟ اگر از شما خواسته شدید، خدا شمع هایش را می شمارد! به همین دلیل است که زن از مرد عریان ساخته شده است: نه از سر او فقط به فکر، نه از دست او به دست آوردن و نه از پای خود را به زیر، اما از زیر بازوی او محافظت، از طرف او به برابر است، و در کنار قلب او را دوست دارد. (ناشناس)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هزار خورشید تابان


 کتاب هنری زلزله و خانه ی اشباح
 کتاب بل کانتو
 کتاب خریدن لنین
 کتاب داستان های جشن تولد
 کتاب ظرافت جوجه تیغی
 کتاب سقلمه