کتاب هزار خورشید تابان

اثر خالد حسینی از انتشارات مروارید - مترجم: زیبا گنجی-دهه 2000

هزار خورشید تابان نام دومین اثر از خالد حسینی نویسنده مشهور افغانستانی است که بعد از انتشار کتاب بادبادک باز منتشر شد. خالد حسینی این کتاب خود را به دو فرزندش و تمامی زنان افغانستان اهدا کرده است. همانند بادبادک باز نویسنده روایت و داستان‌پردازی عمدتا خطی و سرراستی دارد. شیوه‌ای از نویسندگی که در عین سادگی به سبب مهارت خالد حسینی، چیزی از زیبایی نوشتار نمی‌کاهد. داستان رمان هزار خورشید تابان درباره ی دو زن به نام مریم و لیلا است. (less


خرید کتاب هزار خورشید تابان
جستجوی کتاب هزار خورشید تابان در گودریدز

معرفی کتاب هزار خورشید تابان از نگاه کاربران
A Thousand Splendid Suns, Khaled Hosseini
با این عنوانها چاپ شده: هزار خورشید درخشان؛ هزار آفتاب شکفت انگیز؛ هزار خورشید تابان؛ هزاران خورشید تابان؛ هزاران خورشید درخشان؛هزاران خورشید فروزان؛ هزار خورشید باشکوه؛ هزار خورشید رخشان؛ نویسنده: خالد حسینی؛
عنوان: هزار خورشید درخشان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: بیتا کاظمی؛ تهران، باغ نو، 1386؛ در 461 ص؛ شابک: 9789647425384؛ موضوع: داستانهای نویسندگان افغانی امریکایی - قرن 21 م
عنوان: هزار خورشید رخشان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: زامیاد سعدوندیان؛ تهران، نگارستان کتاب، 1387؛ در 488 ص؛ شابک: 9789648155297؛ موضوع: داستانهای نویسندگان افغانی امریکایی - قرن 21 م
عنوان: هزار خورشید تابان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: پریسا سلیمانزاده اردبیلی؛ زیبا گنجی؛ تهران، مروارید، 1386؛ در 451 ص؛ شابک: 9789648831879؛ چاپ دوم و سوم 1387؛ پنجم 1388؛ ششم 1389؛
عنوان: هزار خورشید تابان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: آزاده شهپری؛ تهران، ماهابه، 1393؛ در 428 ص؛ شابک: 9786005205503؛
عنوان: هزار خورشید تابان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: حمیدرضا بلوچ؛ تهران، به سخن، 1394؛ در 407 ص؛ شابک: 9786009484492؛
عنوان: هزار خورشید باشکوه؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: ایرج مثال آذر؛ تهران، در دانش بهمن، 1386؛ در 464 ص؛ شابک: 9789641740070؛ چاپ دوم 1387؛
عنوان: هزار خورشید باشکوه؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: ناهید سلامی؛ تهران، نشر چشمه، 1386؛ در 433 ص؛ شابک: 9789643623920؛
عنوان: هزاران خورشید فروزان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: فیروزه مقدم (عابدی)؛ تهران، نشر تهران، 1389؛ در 487 ص؛ شابک: 9789642911158؛
عنوان: هزاران خورشید درخشان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: سمیه گنجی؛ ساری، زهره، 1386؛ در 447 ص؛ شابک: 9789642981038؛
عنوان: هزاران خورشید تابان؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: مژگان احمدی؛ تهران، بهزاد، 1389؛ در 320 ص؛ شابک: 9789642569939؛
عنوان: هزاران آفتاب شگفت انگیز؛ نویسنده: خالد حسینی؛ مترجم: منیژه شیخ جوادی (بهزاد)؛ تهران، پیکان، 1386؛ در 432 ص؛ شابک: 9789643285623؛
نام و عنوان این کتاب از این بیت برگرفته شده: «حساب مه جبینان لب بامش که میداند؟ دوصد خورشید رو افتاده بر، هر پای دیوارش». بیت را «صائب تبریزی» در وصف «کابل» سروده است. نقل از متن کتاب: «جلیل با خنده برایش داستان «ملکه گوهرشاد» را تعریف میکرد، که مناره های مشهور هرات را در قرن پانزدهم، به عنوان چکامه ای از عشق خود به آن دیار بنا کرده بود، او برایش، از: گندمزارهای سبز هرات، و باغهای میوه، تاکستان هایی که آبستن شاخه های پربار انگور بودند، بازارهای پر ازدحام و شلوغ با سقفهای بلند و محرابی شان گفته بود. یک روز جلیل گفت: یک درخت پسته هست «مریم» جان، که زیر آن کسی جز «جامی»، شاعر بزرگ نخوابیده است، پس از آن جلیل خم شد و زمزمه کرد: جامی پانصد سال پیش زندگی میکرد. بله. یکبار ترا به آنجا برده ام، پیش آن درخت، اما تو کوچک بودی و یادت نمیآید». پایان نقل از متن. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
به گفته خود نویسنده که @بادبادک باز@ رو در ستایش پدران و پسران سرزمینش نوشته، @هزار خورشید تابان@ ادای دینیست این بار به زنان افغان
من هر دو این آثار رو خوندم و دومی رو شاید به خاطر فضای زنانه ش بیشتر پسندیدم. ولی خالد حسینی نویسنده ی متوسطیست که با خوندن آثارش به شاهکارهای ادبی برخورد نمی کنید. چیزی که محرک مخاطب (حداقل من) برای خوندن کتاب هاش میشه، کسب آشنایی بیشتر با تاریخ و زندگی مردم مملکتیست که رنج بسیار دیده و واقعیتش از دیگران پنهان مونده.ولی در نهایت آثار حسینی برای من در حد آثاری عامه پسند که از خوش اقبالی به شهرت رسیدند باقی موند.

داستان هزار خورشید تابان اونقدر جذاب هست که مخاطب رو مشتاقانه تا پایان با خودش همراه کنه ولی همزمان گره های اساسی زیادی هم در خودش جا داده

چرا وقتی نویسنده اینطور کابل رو در خاک و خون غلتیده به تصویر میکشه به طوری که یا همه ازش فرار کردند و انهایی که ماندند کشته شدند، رشید و مریم و لیلا زندگی عادی خودشون رو دارند...انگار که جنگی نیست...انگار که اشوب و هیاهویی نیست؟

چرا لیلا و طارق که اینطور مثلن عاشق هم بودند فقط در عرض یک روز از هم جدا می افتند؟ طارق که از رفتن و مهاجرتشون آگاه بوده چرا اقدامی نکرده؟

وقتی طارق بعد از سالها به دیدن لیلا اومد واقعن به ذهن هیچ کدوم از قهرمانان زن داستان نرسید که از بچه بخوان در باره این موضوع چیزی به کسی نگه؟

فداکاری بی ربط مریم برای معرفی خودش و بعد قصاص در پایان داستان برای چی بود؟ در آوردن اشک خواننده و برانگیختن یه حس همدردی مضحک؟


در کنار همه این سوالات بی جواب، بار سنگین و مسخره و حتی ازاردهنده عاطفی داستان هم هست و رنج و درد و بدبختی بی پایان قهرمانان داستان و نویسنده که انگار به زور میخواد همه دوره های پر فراز و نشیب تاریخی افغانستان رو در قالب فقط یک داستان به خورد ما بده

و این که عاقبت همیشه دیدی که خالد حسینی از افغانستان به من داده، با دلیل یا بی دلیل، به دل من ننشسته و همراه با بی اعتمادی بوده


مشاهده لینک اصلی
این داستان در یک منطقه @ war @ افغانستان قرار دارد که حسینی کار خوبی را انجام می دهد، نگاهی به تاریخ افغانستان می دهد. اگرچه احساس می کنم داستان در قسمت های اول و دوم کتاب به آرامی حرکت می کند. وقتی مریم و لیلا زندگی می کنند، این داستان واقعا برای من جریان دارد. از این لحاظ این کتاب صرفا غیر قابل تحمل است. ماریام و لایا یک اتحاد را به عهده داشتند و خشمگینانه علیه رشید خشونتبار و وحشیانه ای که شوهرشان آنها را به خطر می انداخت (من واقعا می خواهم این ضربه را در آجیل بزنم!) آخرین صفحه بخش سوم این کتاب نقطه عطفی برای من بود؛ زیرا زمانی که قسمت چهارم را شروع میکنم، همه چیز به نظر میرسد از آنجا خارج می شود. من می دانم که در انتهای تونل تیره @ نوع @ چیزی وجود دارد. خوب، باید باشد Hehehe ... چه از این کتاب از این کتاب یاد می شود isa € |Be بسیار مراقب باشید اگر شما یک زن گریه. چرا؟ اگر از شما خواسته شدید، خدا شمع هایش را می شمارد! به همین دلیل است که زن از مرد عریان ساخته شده است: نه از سر او فقط به فکر، نه از دست او به دست آوردن و نه از پای خود را به زیر، اما از زیر بازوی او محافظت، از طرف او به برابر است، و در کنار قلب او را دوست دارد. (ناشناس)

مشاهده لینک اصلی
â € œA جامعه بدون شانس موفقیت اگر زنان آن بی تحصیل ... â € چه کتاب فوق العاده است. این دلهره، عاطفی و خیلی منحصر به فرد بود. این باعث شد که من در مورد چیزهای خاصی فکر کنم و به همین ترتیب این اتفاق بیفتد: زنان سراسر جهان که حقوقشان هر روز نقض می شوند، خوشبختانه من یکی از آنها نیستم. من زندگی ام را با شانس به دست آورده ام، همانطور که دختران در افغانستان شانس خود را به آنها داده اند. من می توانستم به راحتی به یک زندگی تبدیل شوم که در آن من نمی توانستم آموزش ببینم، تا سن 16 سالگی ازدواج کرده ام و خشونت های خانگی را تجربه کرده ام. کتابهایش مانند این است که میتواند چشم بسیاری از افرادی را که سعی در دیدن جهان اطرافشان دارند، باز کند. این باعث می شود که این افراد فقط به این نکته توجه کنند که چگونه باید با آن زندگی کنند. من یک زن 17 ساله تحصیل کرده ای هستم که از زندگی روزمره من سپاسگزار است.

مشاهده لینک اصلی
یک قلب دست زدن به داستان

مشاهده لینک اصلی
این داستان باورنکردنی دلهره آور و حرکتی بود. داستان درباره عشق و فداکاری، رنج زنان و بی پروایی و خیانت بعضی از مردان. غواصی از احساسات این کتاب باعث شد مرا از بین ببرد! واقعیت این است که این داستان ممکن است درست باشد اما نشان دهنده غم و اندوه بسیاری از افرادی است که در جنگ و طالبان متحمل شده اند. آنچه که من بیشتر می توانم مرتبط باشد این است که زنان رنج می برند، چیزی که من هر روز آن را می شنوم و در این کشور زندگی می کنم. من قبلا در مورد دونده بادبادک گفتم، این کتاب زندگی بود! سبک نوشتن خالد حسینی منحصر به فرد است! آن را باعث می شود که شما به شخصیت هایی مانند هیچ چیز مربوط شوید و کتاب او غیر ممکن است برای قرار دادن. من می خواهم به عنوان خوانده شده کتاب سوم خود را که من در حال حاضر خود، اما من فکر می کنم من به آن یک ماه یا دو دلیل من نیاز به خواندن چیزی شادتر. این کتاب به من چسبیده بود که خیلی نگران بود

مشاهده لینک اصلی
من مطمئنا در مورد رنج مردم در افغانستان - به ویژه زنان و به ویژه تحت طالبان خواندن و شنیدم - اما دیدن آنها از طریق چشم این دو زن یک ضربه مستقیم است. این کتاب غم انگیز، خشن و بی رحم است. بله، آن را به خوبی نوشته شده است و آن را برای سه روز گذشته من مصرف کرده است، اما آن را نیز من را بسیار ناامید شده است. هر دو ماریام و لیلا دارای استحکام ذاتی و قدرت اراده، ارائه شده به صورت غیر مستقیم که من فکر می کنم آن را می توان از دست دادن آسان است. شما واقعا این را در توصیف یا گفت و گو مشاهده نمی کنید، بیشتر در مواردی است که انجام می دهید. تحمل کن قربانی. زنده. گاهی اوقات احساس می کنید که هرگز پایان نمی یابید، خشونت و ستم. تا سه ماهه آخر کتاب من شروع به حس کردن هیچ پیامی از امید و تحقیر نکردم. من متوجه شدم که در مورد این کتاب تقریبا چیزی مثبت نوشته ام، پس چرا 4 ستاره؟ از آنجا که واقعا به من رسید و آن را به یک دنیای راحت آمریکا تبدیل شد. به خاطر ماریام و لایلا و اینکه چگونه بسیاری از زنان دیگر در جهان را نشان می دهند که در سکوت رنج می برند و هیچ گونه حق قانونی ندارند. من فکر می کنم این یک کتاب است که باید خوانده شود. این واقعا سخت بود و چند بار من تقریبا آن را به خوبی خاتمه دادم. اما اگر افرادی هستند که هر روز مانند این زندگی را تحمل می کنند، حداقل من می توانم انجام دهم، آن را بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هزار خورشید تابان


 کتاب چون دوستت دارم
 کتاب قانون نالیدن ممنوع
 کتاب دیدم پسرم با شیطان می رقصد
 کتاب تئوری انتخاب در اتاق مشاوره
 کتاب آشنایی با همینگوی
 کتاب راه سخت