کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم

اثر مری هیگینز کلارک از انتشارات لیوسا - مترجم: لیلی امیری شایسته-دهه 2000

پس از اینکه ناتالی رینز، ستاره معروف برادوی، در منزلش واقع در کلاستر نیوجرسی به ضرب گلوله به قتل می‌رسد، همسرش گرگ آلدریچ، به این دلیل که آن دو در آستانه جدایی بودند، مظنون اصلی این قتل شناخته می‌شود. دو سال بعد با شهادت جیمی ایستن، مجرم سابقه‌دار، که ادعا می‌کند آلدریچ می‌خواسته او را اجیر کند تا ناتالی را به قتل برساند، آلدریچ به قتل همسرش متهم می‌شود. معاون دادستان، امیلی والس سی و دوساله پرونده این قتل را به عهده می‌گیرد، اما تد وسلی رئیس امیلی به او هشدار می‌دهد این پرونده مسایل خصوصی زندگی او را نیز برملا خواهد کرد. در این بین، امیلی نمی‌داند که جان خودش هم در خطر است...


خرید کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم
جستجوی کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم در گودریدز

معرفی کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم از نگاه کاربران
من این داستان را به سه بخش تقسیم می کنم بر اساس میزان لذت که تجربه کردم. در هسته، این رمز و راز قتل است. یک بازیگر پس از اینکه قاتل همسایه سابق خود را به رسمیت می شناسد کشته می شود. دو سال بعد همسر سابقش برای قتل او متهم است. این رمان از اینجا شروع می شود، با شخصیت اصلی به عنوان دادستان اصلی اداره می شود. موارد سرد، جذابیت خود را دارند. هنگامی که سال ها به حالت خواب رفته باقی مانده است، دشوار است که یک سرب را انتخاب کنید، و دشواری در کشیدن قاتل، هیجان انگیز است. حداقل این چیزی است که من فکر کردم که این کتاب با این کتاب باشد. ثانيا، کل طرح را از طریق دادگاه محاکمه می کند. آیا چیزی که به دنبال آن هستیم نیست؟ بین وکلا، معاینه و بررسی متقابل، آشکار کردن حقایق مهم در تحریک لحظه ای، باعث می شود که یک قتل عام به دست آید. اما من هرگز در دادگاه محاکمه به عنوان خسته کننده به عنوان این یکی نیست. بخش بزرگی از سرزنش بر شخصیت زن است، که متاسفانه تلاش می کند بی رحمانه و احساس متانت را برای شخص محاکمه داشته باشد. در صورتی که این موارد به اندازه کافی نباشد، در موارد متعددی سوالاتی که برای سوءاستفاده از لیست انجام می شود، به طور کامل مشغول به کار هستند و شما را به عنوان یک وکیل مورد سوال قرار می دهد. اگر فکر می کنید این پایین ترین کتاب ممکن است، شما. سرب زن دارای یک همسایه خطرناک است که تنها کار این است که به لیست مظنونین اضافه شود. و سپس مرجع علامت گذاری شده را که در انتهای آن قرار دارد، به شما می آموزد که منطق نویسندگان را مورد سوال قرار می دهید. من برای آشکار کردن وسایل نقلیه نیستم، اما هی، افشای پوچ بهتر در باز است. بنابراین دو سال پیش سرم پیوند قلب داشت. پس از آن معلوم شد که او قلب زن مرحوم شده را که محاکمه قتل او در حال اجرا است، به دست آورده است. در حال حاضر دانش پزشکی من ممکن است حداقل باشد، اما من می دانم که غیر ممکن است که یک قلب پیوند داده شود، مگر آنکه مرگ مغزی داشته باشد، که به وضوح در این کتاب وجود ندارد. آیا نویسنده باید توضیح دهد چرا او از دست رفته این؟

مشاهده لینک اصلی
MHC همواره نویسنده ی مورد علاقه ی من بوده است، اما همانطور که او بزرگ شده است، کتاب هایش رنج می برد. من در طول این داستان تمام تلاش کردم. شخصیت های بیشماری وجود دارد، طرح با سوراخ های بزرگ بسیار پیچیده است و همه چیز بر اساس برخورد های احتمالی بود. من هرگز با این شخصیت ها احساس اضطراب نکردم نیمه اول دادگاه محاکمه شد که در آن یک مرد بیگناه جرم شناخته شده بود، نیمه دوم، موروثی درونی از امیلی، شخصیت اصلی بود. تا آخر فصل، زمانی که مودبانه امیلی همه چیز را به خود اختصاص می دهد. UH ...؟ مرد بد گرفتار شد و همه چیز در یک بند بود. بحث در مورد antiticlimactic چیز دیگری که موجب شد من به طور مداوم فریاد درون داخلی بود، این بود که آنها اشاره داشتند که MC یک عمل قلب داشت اما هیچکسی به آن نگفت. چه کسی مراقبت می کند چیزی به داستان اضافه نمی کند! توقف آن را به عنوان یک معامله بزرگ freaking! آنها خانم مجبور بودند که یک شیر قندی جایگزین شود، و او تصمیم گرفت که در مورد آن حرف نزند. چیزهایی مثل این اتفاق می افتد هر روز. حرکت صندوق من عمیقا در این داستان ناامید شدم. من خیلی بیشتر انتظار داشتم، نه چیزی که قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی بود. من مطمئن نیستم که میخواهم ادامه داستانهای جدیدتر خود را ادامه دهم، اگر اینگونه باشد.

مشاهده لینک اصلی
من از کتابهای MHC ها لذت می برم، حتی اگر آنها کمی قابل پیش بینی باشند .... یا شاید بهتر بشوم که افراد بد را ببینم ... اما این برای من معمول نیست. دو داستان در کنار هم اجرا می شود، داستان اصلی این است که قتل ناتالی رینز و آمپر؛ ثانویه، امیلی همسایه خزنده. دومین، در حالی که مورد علاقه نبود، واقعا فقط خالی بود - قتل ناتالی احتمالا به اندازه کافی از یک داستان به تنهایی کافی بود. به همین ترتیب، پیوند قلب امیلیس علاوه بر بی معنی بود که برای داستان و آماری مفید نبود. منجر به نتیجه چشمگیر آشکار شد. در مجموع یک کمی ناامیدی برای من.

مشاهده لینک اصلی
من این را در دو یا سه جلسه خواندم. آن را کمی آرام شروع می کند اما برداشت می کند و - همانند نویسندگان کتاب های دیگر که من خواندن آن را کمی کمی اما در بسیاری از سال ها - تعلیق فقط ساختمان را نگه می دارد. یک @ twist @ من فورا متوجه شدم، اما اصلی ترین چیز، من نمی بینم که همیشه به یک تعجب خوب تبدیل شود. یک حفره چند ضلعی وجود دارد، مانند اینکه چرا سلاح قتل در دادگاه ندیده اید؟ اما به طور کلی، آن آسان بود و توجه من را حفظ کرد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم


 کتاب راهنما
 کتاب ببر سفید
 کتاب قصر شیشه ای
 کتاب فرزندان هورین
 کتاب انفجار بزرگ
 کتاب یک انسان، یک حیوان