کتاب ظرافت جوجه تیغی

اثر موریل باربری از انتشارات کندوکاو - مترجم: مرتضی کلانتریان-دهه 2000

ظرافت جوجه تیغی دومین رمان خانمموریل باربری نویسنده چهل ساله‌ی فرانسوی است. این کتاب اولین بار در اگوست ۲۰۰۶ منتشر شد و ترجمه انگلیسی آن در سپتامبر ۲۰۰۸ به چاپ رسید. این کتاب را مرتضی کلانتریان به فارسی ترجمه کرده‌است.


خرید کتاب ظرافت جوجه تیغی
جستجوی کتاب ظرافت جوجه تیغی در گودریدز

معرفی کتاب ظرافت جوجه تیغی از نگاه کاربران
L elegance du herisson = The Elegance of the Hedgehog, Muriel Barbery (1969)
عنوان: ظرافت جوجه تیغی؛ اثر: موریل باربری؛ مترجم: مرتضی کلانتریان؛ مشخصات نشر: تهران، آگاه، 1388، در 360 ص، شابک: 9789644162978؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فرانسوی قرن 21 م
داستان در آپارتمان شماره هفت خیابان گرونل جریان دارد که آپارتمانی در منطقه ی مرفه نشین شهر است. خانم رنه میشل: سرایدار پیر، چاق و زشتروی ساختمان روحی بزرگوار دارد. او عاشق: ادبیات، سینما و موسیقی هست؛ اما کوشش میکند کس این را نداند. از خط قرمزهای اجتماعی‌ خویش پا فراتر نمیگذارد. پالوما نیز دختری بسیار باهوش و دوازده ساله است و یکی از ساکنین همین ساختمان. پالوما دختری مهربان و ساکت است، که به این نتیجه رسیده، که خانواده اش زندگی مسخره ای دارند، و او نمیخواهد به این سرنوشت دچار شود، او تصمیم دارد در روز تولدش، خانه را بسوزاند و خودکشی کند. کاکورور اوزو نیز یک ژاپنی فرهیخته و کتابخوان است و ساکن تازه وارد ساختمان. او یک حلقه ی دوستی بین خود، رنه و پالوما ایجاد میکند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی

کتاب را که شروع کردم این احساس به من دست داد که نویسنده فلسفه خوانده (به شکل آکادمیک). و بعد ویکی‌پدیا حدسم را به واقعیت تبدیل کرد. مدت‌ها پیش کسی به من گفت رمان‌نویسی که فلسفه خوانده با فیلسوفی که رُمان بنویسد متفاوت است. حالا مصداقش را پیدا کردم. موریل باربری در مقایسه با امانوئل اشمیت در بعضی از کتاب‌هایش و یا پاسکال مرسیه با «قطار شبانه‌ی لیسبون».
درباره‌ی کتاب چه بگویم که تقریباً من را به کُشتن داد؟ بس که روایت دلچسبی داشت و سیر جملاتی که در عین پرطمطراق بودن، جذبت‌ می‌کردند و بهت لذت می‌دادند و چیزهای دیگری که مثل کشفیاتِ باستان‌شناسان ارزشِ نگه‌داری در موزه را دارند. این کتاب را نباید بوسید؟ دست‌کم می‌شود ازش سپاس‌گزاری کرد که لحظات خوش، نه البته یک خوشیِ خالی که یک خوشیِ همراه با تحسین را به خواننده‌اش هدیه می‌دهد. کتاب سرشار از یک غافلگیری کاملاً هوشمندانه است.
با این‌همه بی آن‌که بشود درباره‌ی داستان حرفی زد که در خورِ آن باشد، من به جمله‌ای از کتاب دیگری که مشغول خواندنش هستم (لذت متن) ارجاع‌تان می‌دهم. رولان بارت می‌گوید با لذت خواندن یک متن می‌تواند نتیجه‌ی با لذت نوشته شدن آن باشد.


مشاهده لینک اصلی
... این، توافق شد که تلاش من باید به افراد و شخصیت فوقالعاده کارگردانی، و یا حداقل عاشقانه و در عین حال به عنوان انتقال از طبیعت درونی ما علاقه انسان و به صورت ظاهر از حقیقت را به تهیه برای این سایه از تخیل کافی است که تعلیق مطلوب برای نابودی برای لحظه ای که ایمان شاعری را تشکیل می دهد. از سوی دیگر، آقای وردزورث پیشنهاد خود را به عنوان هدف خود را، به دادن افسون از تازگی به چیزهایی از هر روز، و تحریک یک احساس مشابه با فوقالعاده، با بیداری توجه ذهن از آرامش سفارشی، و کارگردانی آن را به خوشگلی و شگفتی های جهان قبل از ما ... @ گزیده ای از ساموئل تیلور کلریج Biographia Literaria: طرح زندگینامه ادبی زندگی و آمپر من؛ نظرات، 1817، فصل XIV. در دیگ از ذهن من، من کله پاچه شده تعلیق مدتwilling کفر @ تازگی، و ظرافت جوجهتیغی آن را به یک جوش کامل به ارمغان آورده است. اگر پیش از این هرگز از نظر من خواندن نداشته باشید، آنها را صرفا بازتاب های شخصی می نامم. آنها چیزی شبیه یک دیدگاه حرفه ای نیستند. اگر شما این را می خواهید، آن را تقریبا در همه جا داشته باشید، اما نه here.Coleridges اصطلاح @ @ poetic ایمان @ زیبا و مناسب برای تجربه من در خواندن خارپشت درخواست است. زغال اخته کتابی نوشته است که شخصیت ها و شرایط من نمی توانستم آن را باور کنم، حداقل به طور مداوم. این کتاب به عنوان رئالیسم فانتزی یا جادویی به فروش نمی رسد؛ نباید آن را داشته باشیم، چرا که آن را نه. شاید شاید نزدیک به یک فرانسوی فرانسوی باشد، اما این هم نیست؛ شیرینی خنک روی سطح لایه های غنی و عمق را پوشش می دهد. با این وجود، این شباهت کمی به @ realist @ fairy دارد، و این همان چیزی است که بارها و بارها به من خوانده شد و آن چیزی را که تقریبا به من تحمیل کرده بود، بر ضد آن تحمیل کردم. من ادامه دادم نه به این دلیل که من به یک مؤمن واقعی تبدیل شده بودم، بلکه چون شعله کوچک ایمان شاعرانه را در نوشتن، تفکر و زیباییشناسی موریل باربریس حفظ کردم. بنابراین، مشکل من چه بود و چگونه توانستم بر آن غلبه کنم تا ستارگان را تا پنج سال کامل از موقعیت اولیه من سه برابر کنم؟ شخصیت ها هرگز مانند من واقعی به نظر نمیرسند، به استثنای رنه، که در بعضی مواقع احساس @ real @، با این حال، به طرز باورنکردنی و عجیب و غریب در باورهای سرسختانه او، برای یک زن تنها پنجاه و چهار ساله، زندگی در قرن 21st (من نمیخواهم به جزئیات این باورها بیفزم زیرا می توان طرح و پیشرفت شخصیت را برای دیگران از بین برد.) برای پالوما دوست داشتنی؟ هوش قابل توجه او مشکل نبود خرد او بود به عنوان یک درمانگر سابق، که با بسیاری از کودکان کار کرده است، تعداد کمی از مشتریان فرزند من با استعداد بودند و دو زن بیش از حد هوشمندتر از رده @ gifted @ بودند. درست است که کودکان نوعی حکمت دارند که متفاوت از بزرگسالان است که غالبا خشن و خنده دار است. هر فرد بالغ که تا به حال با آنها وقت صرف می توانید به this.The مشکل با پالوما جوان گواهی دهند، به من، این است که من باور نمی کنم بچه دوازده ساله با بینش عمیق به واجب انگیزه بزرگسالان و خواسته وجود دارد، و متا چشم انداز تنها در مورد همه چیز (با وجود او در حال رشد و نگهداری در یک آپارتمان شیک پاریس). علاوه بر این کسانی که هدیه @ @ سوال (برای پالوما برای آنها رنج می برد)، این کودک یک راه غیر قابل لغزش از برونیابی طیف از یک بخش خاص از هر وضعیت داده شده، و از آن کاملا، و بیان افکار خود را در مورد این مسائل است. خلاصه، پالوما یک کودک سی و دو ساله است. سن موریل باربری وقتی این کتاب را نوشت. سپس ما را جذاب آقای Ozu، که من احساس پوچی پوشیده بود به یک رابطه عاشقانه با رنه، پس از اینکه او توسط زن زیبا ژاپنی بیوه شد. با عرض پوزش، من عاشقانه، اما من فقط به این عاشقانه اعتقاد ندارم. من باور در دوستی خود را و فکر آن شده اند که یک کتاب بهتر بود آن شده است را چیزی فراتر از that.The نقطه طرح های دیگر که من پیدا کردم شایسته نمایش مضحک فرانسوی یا کمدی پوچ پایان بود به هم پیچیده نیست، اما این یک باقی می ماند رمز و راز برای کسانی که آن را نمی خوانند. باز هم، این موضوع این نیست که چقدر خوب نوشته شده بود. کل کتاب به زیبایی نوشته شده است. این یک پایان مضحک باقی مانده است. و اکنون، با اشاره به نیکول کراس در تاریخ عشق، باید بگویم. . . و هنوز . . . من شخصیت ها را دوست داشتم، طرح را خنده دار و پرطرفدار یافتم، و از کتاب بسیار لذت برد. مطمئنا، این کافی است که از یک کتاب کوتاه به دست آورید؟ علی رغم همه چیزهایی که ما درباره عدم تعصب خودمان به ما آموخته ایم، شاید یکی دیگر بتواند اعتماد @ poetic @ را داشته باشد، در حالی که فقط نیمی از تعلیق آن ها را نابود می کند؟ اما اگر در دنیای ما هیچ فرصتی برای تبدیل شدن به فردی که هنوز وجود داشته باشد وجود دارد. . . آیا می دانم که چگونه این فرصت را به دست آورم، زندگی ام را به یک باغ تبدیل کنم که کاملا متفاوت از آنچه از پیشانی های من است؟ - پالوما، در دوازده.

مشاهده لینک اصلی
به گفته كتابداران مسئول فاضلاب، كتابی كه در كتابخانه شنیده می شد، خواندن این كتاب را به شدت ممنوع كردم. این، به این واقعیت اضافه شده که پوشش بسیار زشت است به طعم من، آن را به من تصویب آن را هر زمان که من آن را در قفسه را ببینید. تا زمانی که من در معرض خطر قرار گرفتم و کنجکاوی من باعث مرگ من شد. آیا واقعا تلخه؟ نه این یک کتاب فوق العاده است و زندگی من را به طور کامل تغییر داد؟ نه من در طول خواندن آن از چندین حالت آنمی گذشتم. در ابتدا سرگرم کننده بودم سپس من به مشکل رفتم، در قسمت هایی که کمی کمی خسته شدم؛ چه چیزی برای اولین بار من را سرگرم کرد، خسته شدم. بله، منظورم پالوما و پورتو است. و در انتها، من توانستم هیجان زده باشم. گریه نکنید، اما برای نشان دادن اینکه چگونه یک زندگی به پایان رسید و دیگری شروع شد، هیجان انگیز بود. و این یک انتقاد از کتابداران جهان است. هرگز در محیط کار خود نگویید که یک کتاب چرت زدن است. ممکن است، هر کدام با نظر خودشان، اما دیکته کنند که چه چیزی را بخوانند یا نداشته باشند، ممکن است برای یک خواننده بالقوه مضر باشد. نه به دیکتاتوری ادبی، فقط برای خواندن آنچه ما پیرو واقعی را شکست دادیم.

مشاهده لینک اصلی
من، بسیار کم، در این رمان مورد بررسی و بسیار محبوب فرانسه از خیلی ناامید شدم. بله، آن را در مورد زیبایی و هنر و معنی زندگی (همه موارد ارزشمند، مطمئنا: بهترین مرتب سازی) اما من می توانم بدون حرف بزرگ، اصرار خود را در این @ بزرگ @ موضوعات انجام دهد. من ترجیح می دهم داستان با ظرافت و کمتر خودآگاهی است. جزئیات زندگی روزانه منسوجات و کارفرمایان غنی آن بسیار خوشحال کننده هستند، اما اغلب من کتاب خسته کننده را پیدا کردم، که بدترین چیزیست که می توانم در مورد یک کتاب بگویم.

مشاهده لینک اصلی
آه عزیز خدای من، من هیچ نظری ندارم این را با من پایان می دهم چشم هایم را در کافه کوچک Little King کتک می زنم. متاسفم برای نگرانی شما، کارمندان منتظر دوست داشتنی.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** پاریس، فرانسه در حال حاضر. سه کاراکتر اصلی: رنه میشل، یک نگهبان 54 ساله در شماره 7، غار سبز، یک آپارتمان لوکس برای افراد ثروتمند؛ پالوما جوز، یک دختر 12 ساله فوق العاده هوشمند که به اندازه کافی هوشمندانه است، زیرا او نمی خواهد وقتی رشد کند، به قتل عام ملحق شود، پس از سوزاندن آپارتمان خود، خودکشی را در 13 سالگی خود انجام خواهد داد؛ و اوزو کاکورو یک بیوه غول پیکر ژاپنی که دو ملاقات بعد در داستان بود. او زندگی خود را تغییر داد که منجر به پالوما شد و برنامه های مضر او را در سالگرد تولد بعدی خود رها کرد. این رمان 2008 به طور صحیح سزاوار است که در نسخه 2010 1001 کتاب گنجانده شود که قبل از مرگ باید در مورد مرگ صحبت کرد. پالوما توصیف آنچه که او احساس می کند در مورد مرگ Renees: @ اما هنگامی که کسی که دوست دارید می میرد ... خوب، من می توانم به شما بگویم که شما واقعا احساس می کنید که معنی آن است و واقعا، واقعا صدمه دیده است. آتش بازی مانند آن ناگهان در آسمان سوزانده می شود و همه چیز سیاه می شود. من احساس تنهایی و بیمار می کنم، دلم درد می کند و به نظر می رسد که هر حرکتی یک تلاش عظیم است. @\nمن سهم از مرگ در خانواده های فاسد و گسترده ای داشتم، بنابراین می دانم که این درست است. با این حال، این رمان در مورد غم و اندوه نیست. چندین صحنه وجود داشت وقتی که من واقعا با خودم خندیدم (با این که امروزه کتاب های جدی را می خوانم این اغلب اتفاق نمی افتد). یکی از آنها بخشی است که خواهر Palomas، Colombe در حال تلاش برای تخفیف خواهران جوانش (Paloma) دوست جدیدی است که نام Marguerite است. کلمب می گوید: «مارگوریته اولین بار است، مارگوریته، نامزدی زیبا، اما این چیزی است که آنها زنان را از نسل مادربزرگ ما نامگذاری کرده اند.» و او (مارگوریته) به عقب پاسخ داد: @ و نام دیگر شما کریستوف است. @ LOL. این باعث می شود که خواندن به یاد ماندنی: این رمان می تواند شما را گریه و خنده. برای من، این کتاب نشان می دهد که چه چیزی در مورد زندگی است. یک جشن زندگی است این یک جشن از آن چیزی است که انسان است. رمان در ابتدا در فرانسه نوشته شده بود و در اروپا بزرگ بود. نوشتن کمی فلسفی است و گاه آن را مانند خواندن یک نسخه کوتاهتر از جاستین گاردز سوفیز جهان میبیند. با این حال، فلسفه به داستان خوبی می پردازد. رنه یک زن هوشمند است که مخفیانه به دلیل گذشته اش به عنوان یک حیاط خلوت ظاهر می شود. پالوما یک بچه فوق العاده هوشمند 12 ساله است که به دلیل ترس از بیگانه شدن نیز وانمود می کند که فقط یک دانش آموز معمولی است. رنه به طرز محسوسی رمانهای تولستوی مانند جنگ و صلح و آنا کارنینا را می خواند و به موتزارت، بتهوون و غیره گوش می دهد. من همین کار را می کنم و مثل همه آنها هستم، اما ادعا نمی کنم هوشمندانه باشم. یک دوست از این متن نفرت دارد و سسیلیا آهرن، نیکلاس اسپارکس و غیره را می خواند، اما او به نظر هوشمندانه است. من مطمئن نیستم که چه چیزی برای خانم باربری خوب است اما مطمئنا نباید با آنچه که خوانده یا بخواند، مرتبط باشد. این مساله را کنار بگذارید، این به شدت توصیه می شود برای هر کس که بخواهد مفهوم زندگی را بازتاب دهد. اگر چه طرح ساده است، پیام آن به طرز شگفت انگیزی درست است: ما به افراد دیگر نیاز داریم تا یک زندگی معنادار زندگی کنند. آخرین نقل قول زیبا: @ برای اندازه گیری زندگی ارزش؟ مهم این است که روزی پالوما می گوید مرگ واقعی نیست، این همان چیزی است که شما در لحظات مرگ خود انجام می دهید. @ زندگی معنی دار با مرگ معنایی. همیشه در هرگز. این کتاب را ببندید و وقت خوبی را صرف وقت کنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ظرافت جوجه تیغی


 کتاب روزی که رهایم کردی
 کتاب خاک غریب
 کتاب آخرین انسان
 کتاب به پیوست دوستت دارم
 کتاب تیپ اشباح
 کتاب پیانو