کتاب ستوان آینیشمور

اثر مارتین مک دونا از انتشارات بتهوون - مترجم: زهرا جواهری-دهه 2000

این احتمالا مبهم ترین کاری مک دونات است که چیزی را می گوید. ستوان Inishmore یک نگاه فانتزی به سازمان های تروریستی ایرلندی است که در اوایل دهه 1990 جزیره Inishmore در جزایر اران قرار دارد. این بازی بر روی یک چرخه انتقام خونین شهر کوچکی تمرکز دارد که در اثر مرگ یک گربه معروف مرد INLA به حرکت درآمد. طبق معمول، بسیاری از طنز McDonagh به ابهام در پشت اخلاقیات فاسد متکی هستند - در این مورد، ما با پدریاک ملاقات می کنیم، که به معنای واقعی کلمه در اواسط شکنجه یک مرد است وقتی که او تماس می گیرد که گربه We We توماس ضعیف است. (این یادآور شخصیت وودی هارلشون در هفت روانپوسته است، یک گانگستر خشن که به طور غیرمعمولی به شیخ تسو بننی وابسته است یا شخصیت رالف فینس در بریجز، یک تبه کار با یک قانون اخلاقی انتخابی سخت است.) اما حتی اگر مک دونگ دوست دارد دوباره تم ها زمان و دوباره، هرگز برای من قدیمی نیست. او یک کمدی و فاجعه / اخلاق و خشونت را با چنین روش منحصر بفردی روبرو می کند، هر یک از نمایشنامه هایش به زاویه مشخصی نزدیک می شود. و در حالی که اکثر نقاشی هایش روی صحنه نسبتا احمقانه است، چیزی بسیار تاریک تر از زیر در می آید و این چیزی است که او واقعا با Inishmore فرق دارد. بهتر از گاوبازی Inishman؛ نه به عنوان Pillowman خوب است. هشدار دهنده اصلی برای مرگ حیوانات (که به دلایلی من را در این نام تجاری خاص کمدی مزاحم نمی کند).


خرید کتاب ستوان آینیشمور
جستجوی کتاب ستوان آینیشمور در گودریدز

معرفی کتاب ستوان آینیشمور از نگاه کاربران
دیوانه‌وار چه هیهات بود!

*به زودی شاید نوشته‌ای نه‌چندان درخور، این‌جا نوشته شود*
نوشته:

اول باید بگم که داستان رو خیلی دوست داشتم. معلوم می‌شد که مال مک‌دوناست و اتفاقات و غافل‌گیری‌های مخصوص به خودش رو داره. پر از خشونت هایی که توی تئاتر جدید بود ( یا صرفن من ندیده بودم ) که به ماجرا می‌چسبید و توی ذوق نمی‌زد و برای آدم آشنا بود. اما جدا از این، چقد قشنگ خشونت رو نقد کرده‌بود، ملی‌گرایی کورکورانه رو نقد کرده‌بود، آدم‌کشی های متعصبانه رو نقد کرده‌بود و چقدر قشنگ نشون داده بود که همه‌ی این آدم کشی‌ها، چقدر پوچن.
کاراکتری که بخاطر یک گربه، داره پدرشو خیلی راحت می‌کشه.
خانواده‌هایی که آدم‌کشی توشون طبیعی شده و خیلی راحت باهاش کنار میان و درحالی که دارن بدن های آدم هارو سلاخی می‌کنن از موضوعات پیش‌وپا افتاده حرف می‌زنن.

از نمایش‌هایی که باید خوند و باید ازش لذت برد و از همه مهم‌تر، باید اجراشو به کارگردانی حسن معجونی دید!
خودم هنوز ندیدم، ولی وقتی می‌خونی‌ش می‌فهمی که اجرا کردن این نمایش چقدر سخته و به شدت تشنه‌ این می‌شی که بری فیلم‌تئاترش رو هم ببینی.

مرسی از آقای معجونی!

مشاهده لینک اصلی
در موخره‌ی نمایشنامه از زبان مک‌دونا نقل شده: «مارتین‌ مک‌دونا به یاد می‌آورد که مایل بوده نمایشنامه‌ای بنویسد که شبه‌نظامیان ملی‌گرای ایرلندی را وادارد تا به او شلیک کنند. او می‌گوید: سعی داشتم نمایشنامه‌ای بنویسم که بخاطرش بیایند و مرا بکشند. واقعا ترسی از این موضوع نداشتم، چون که شبه‌نظامیان هیچ‌وقت خودشان را بخاطر یک نمایشنامه‌نویس به زحمت نمی‌انداختند، ولی دلم می‌خواست یک نمایشنامه‌ای بنویسم که اگر زمانی می‌خواستند کُشتار نمایشنامه‌نویس‌ها را شروع کنند، من اولین کسی باشم که در لیست آن‌ها است»
با این توصیفات گیجی و خودنفهم‌پنداری که تا پرده‌ی آخر گریبان‌گیر خواننده است چندان هم بیراه نیست. خواندن ستوان آینیشمور‌ تجربه‌ی هیهات‌آوری است که فهم درست بازی‌های زبانی شکل گرفته‌ میان کارکترها بی‌شک به لمس و درک از نزدیک وضعیت سیاسی ایرلند نیاز دارد. شاید بهتر این بود که توضیح واضحاتی که تحت عنوان موخره در انتهای آمده، در ابتدای کتاب آورده می‌شد. با این همه اما کتاب به اصول خود نمایشنامه‌نویس پای‌بند مانده بود، گیرم که حالا کمی ذهن را درگیر فضاسازی‌ها می‌کرد، اما روایت همچنان به خنده انداختن مخاطب در هیجان‌انگیزترین لحظات با مقولاتی نظیر شکنجه، خشم، مرگ کارکترها به فجیع‌ترین شیوه، با خلق دیالوگ‌هایی که برپایه‌ی نقض کردن موقعیت جاری نوشته شده‌اند و دیگر جزو امضای همیشگی کارهای مارتین مک‌دونا به حساب می‌آید، برقرار مانده بود و ظاهرا هنوز کارکرد خودش را در غافلگیر کردن تماشاچی/خواننده از دست نداده‌است.

مشاهده لینک اصلی
این بازی دوم در سه گانه Inishmore است (سوم که هرگز منتشر نشد)، و این بسیار تاریک ترین کار تمام McDonaghs است. خیلی سیاه. این نمایشنامه از همان گفتگوهای خنده دار و با صدای بلند و حالت های پوچ، این بازی بسیار خشن و بدبینانه تر است. صحنه های نهایی به طرز وحشیانه ای خشونت آمیز هستند، و McDonagh در درمان خود بی رحم است. این حداقل مورد علاقه من از McDonaghs است، زیرا او دشواری و پیچیدگی بهترین کار خود را - چنگ Inishman، جمجمه در Connemara. بهترین کار او تاریک و بسیار شگفت انگیز در راه های طنز آمیز از اسطوره ای از ایرلند خوش شانس، اما همچنین دارای عنصر بشریت و عشق به شخصیت های ناقص است که در این بازی گم شده است. با این حال، خواندن خوب و خواندن و یا تماشای هر چیزی McDonagh می نویسد و یا هدایت می کند (من فقط دیدم او کوتاه اسکار، شش تیرانداز، که خوب بود، اما شاید نه بزرگ).

مشاهده لینک اصلی
اگر من پروفسور جولیان اولف بودم، میگفتم: @ لایحه Inishmore رنج می برد از یک طرح غیر سازماندهی بدون ضربه ضرب و شتم، سرگردان و غم انگیز همراه با پایان فوق العاده آن است. این بیش از حد ساده است با نمایش بیش از حد، هیچ زیرنویس دیده می شود وجود دارد. شخصیت ها یک طرفه هستند، انگیزه های آنها باور نکردنی است و خارج از چگونگی رفتار یک انسان عادی عمل می کنند. خوشبختانه من جولیان اولف نیستم. اعتراف می کنم که ستوان Inishmore به عنوان The Pillowman خوب کار نمی کند و می خواند خیلی شبیه یک بازی قبلی؛ با این حال، آن را به خوبی برای پوچ شگفت انگیز در مورد قتل عام که در طول @ مرگ @ گربه اتفاق می افتد. دو انتهای بزرگ در انتها (anagnorisis و peripeteia، دکتر اولف؟).

مشاهده لینک اصلی
یکی از مک دونات ها وحشیانه بازی می کند و به راحتی یکی از بهترین هاست. این بازی به عنوان یک طنز در مورد ماهیت مضحک تروریسم به عنوان یک کل عمل می کند و این کار را در یک بازی شگفت انگیز اما لذت بخش انجام می دهد. بازی برای قلب قلب نیست و جزء طنز سیاه است. انتظار می رود خون، قوزک پا، گور، شکنجه، و بیشتر، اما می دانید که برای هر خجالت عصبانی که شما می گوئید، یک لب از خنده مطمئن شوید که از لب خود خارج شوید. به طور کلی یک بازی فوق العاده، وحشیانه خنده دار است که یک اخلاق ثابت را در قالب جالب و مختصر ارائه می دهد. ستوان Inishmore خواندن عالی است، و حتی بهتر دیده بان.

مشاهده لینک اصلی
گربه IRA. گروه Splinter گروه Splinter از گروه های splinter. ایرلندیهای دیوانه. اما بیشتر گربه ها. یک بازی فوق العاده کوتاه برای طرفداران سبک کمدی ایرلندی به خصوص سبک تیره، دروازه بان Inishmore داستان پدریاک ماد، یکی از ستوان ارتش آزادیبخش ملی ایرلند است که هنگامی که او می آموزد که گربه ی توماس به خوبی کار نمی کند، به خانه می آید. در زمان های تاریک و بار دیگر مسخره است، ستاد Inishmore خواندن عالی برای هر کسی که به دنبال لذت بردن از کمدی است که فقط کمی پیچیده است. -Recommended توسط SpenserTo بیشتر از Spensers Recommendations را ببینید، به http: //www.page1book.com/spensers-pic ...

مشاهده لینک اصلی
هنوز خنده دار، هنوز تاریک است، اما این بار من فکر می کنم راهنمایی های تعادل خیلی زیاد نسبت به خشونت. من این را می دانم، بله، مک دونات ها تمام چرخه خشونت را تحسین می کنند و بعضی از آن ها کار می کند، اما به طور کلی آن فقط کمی کمتر از نمایشنامه های قبلی احساس می کند. من تعجب می کنم که آیا او همین طور فکر می کند. من فکر می کنم این قسمت 2 از یک سه گانه است که هنوز ناتمام باقی مانده است، و در حال حاضر یکی دیگر از بازی (بسیار متفاوت) نوشته شده است و از آن زمان نوشته شده و فیلم برداری شده است. شاید این احساس پایان دادن به نوع خاصی از نوشتار باشد. با WestLeam_Lonesome یا _Filing Of Inishmaan_ برای شروع کنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ستوان آینیشمور


 کتاب جورج اورول یکی از دوستان من بود
 کتاب نور دنیا
 کتاب این کتاب برای پسران خطرناک است
 کتاب ماجرای عجیب سگی در شب
 کتاب امپراطور هراس
 کتاب زشت ها