کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی

اثر لسلی کانر از انتشارات افق - مترجم: فرح بهبهانی-دهه 2000

این رمان با لحظات معنی دار و رزونانس احساسی پر شده است. ادی در انتظار عادی است. اما Addies مادر یک رویکرد همه جانبه و یا هیچ چیز برای زندگی ندارد: یک فیستا غذا یا یک کابینت خالی، راه یا هیچ راه دیگری ندارد. Addie در یک تریلر در یک قطار قطار بزرگ زندگی می کند با ناراحتی، غافلگیرانه، مادر و یا هیچ چیز دیگری که اغلب اوقات به تنهایی آنجا را ترک می کند. خواهرزاده عزیزش او هر آنچه را که می تواند برای حمایت از آنها انجام دهد، انجام می دهد، اما او با او ازدواج می کند و تنها زمانی که مادر بی رحمانه به آنها اجازه می دهد. اما به همان اندازه که Addie با مقابله و مثبت به عنوان تلاش می کند، این بازدیدکنندگان فقط به او یادآوری می کنند که او هرگز نمی تواند عادی باشد. مادر Addie دوقطبی است، و او اغلب Adie را نادیده می گیرد. همه چیز یا چیزی هیچ وقت به حالت عادت افزوده نمی شود و می تواند Addie خانه را به جایی نرساند که او می خواهد با نیمی خواهر و ناپدری اش باشد. اما Addie هرگز متوقف نمی کند و امیدوار است که یک روز شاید پوسته عادی پیدا کند.


خرید کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی
جستجوی کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی در گودریدز

معرفی کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی از نگاه کاربران
مدت ها بود با داستانی انقدر گریه نکرده بود. روی این کتاب نوشته رمان نوجوان، و من به دلیل خاصی خوندمش، یعنی اگه برای اون دلیل نبود حتا از وجود این کتاب با خبر هم نمی شدم. اما به نظر من این تقسیم بندی ها اشتباهه. رمان نوجوان یعنی چی؟ تنها چیزی که باعث میشه به همچین داستان بی نظیری بگیم رمان نوجوان اینه که داستان از زبان ادیسون 12 ساله گفته شده. اما به نظرم این دلیل اصلا قانع کننده نیست. اگه همین داستان رو دنیس، مادر ادی گفته بود، آیا کتاب رو جز رمان های بزرگسالان دسته بندی می کردن؟
تاثیرگذارترین کتاب هایی که من در زندگیم خوندم و شخصیت هاش همیشه ی همیشه در قلب و روحم باقی می مونند، اتفاقا افلاطون و ارسطو نیستند! همین کتاب هایی هستند که به سادگی از کنارشون رد می شیم و برچسب کتاب کودک و نوجوان روش می زنیم. اسکلیگ، ماتیلدا، هری پاتر، دارن شان و حالا... در انتظار یک زندگی طبیعی.
این کتاب از همه لحاظ فوق العاده بود، دیروز شروعش کردم و تا تموم نشه نتونستم کنارش بذارم. داستان درباره ی زندگی دختر 12 ساله ای بود که خانواده ی بسیار به هم ریخته ای داره. در واقع این او بود که برای مامانش، دنیس، مادری می کرد و باید حواسش به همه چی می بود. آنها در یک کاروان زندگی می کردند و او با سولا و الیوت که در نزدیکی شون مغازه ی بنزین فروشی داشتند دوست شده بود. ادی دوست داشت با پدر خوانده اش و دو خواهر ناتنی اش زندگی کند اما دنیس راضی نمی شد. با این حال خودش هم هیچ وقت نبود و ادی تقریبا همیشه تنها بود.
با نامه ی خداحافظی سولا برای ادی مدت های زیادی گریه کردم.
خیلی خوبه که با این جمله های ساده و این اتفاق های معمولی، داستانی انقدر عمیق و جادویی میشه نوشت.

مشاهده لینک اصلی
این داستان هم تلخ و گزنده است و هم زیبا و صمیمی و جذاب. چیزی مثل زندگی. ماجرای دختری دوازده سیزده ساله به‌نام ادیسون که دنبال کردنِ خانواده و زندگی‌اش مثل عبور از جاده‌ای پرپیچ‌وخم است.
داستانِ ادی از جایی شروع می‌شود که با مادرش، مومرز، برای زندگی در یک کاراوان کوچکِ شش‌قدمی به نات‌استریت می‌آیند. محله‌ای که ادی تنها دختربچه‌ی آن‌جاست.
ادی انتظار دارد جلو کاراوان یک قطعه‌ی چمن‌کاری شده باشد با فرفره‌‌ای بزرگ و نرده‌های سفید و مجسمه‌‌هایی از آدم‌های کوتوله، ولی وقتی آن‌جا را می‌بیند جا می‌خورد. چطور؟ به‌جای چمن‌زار سبز و مجسمه‌های قشنگ فقط یک محوطه‌ی قیرگونی شده جلوی کاراوان است که در گرمای تابستان ورم می‌کند. معمولاً، انتظارهای ادی از زندگی معکوس می‌شود و شاید برای همین است که در ابتدای نوجوانی فقط آرزو دارد یک زندگی معمولی داشته باشد.
ادی با مادرش زندگی می‌کند. با مومرز. مومرز بچه خیلی دوست دارد، ولی بلد نیست از بچه‌هایش مراقبت کند. بچه‌ها؟ اوهوم. ادی دوتا خواهر ناتنی هم دارد؛ براینا و کیتی. بچه‌های دووایت. دووایت همسر دوّم مومرز است. مردی قوی که شخصیت باثباتی دارد و به دخترهایش احساس امنیت می‌دهد و مراقب آن‌هاست. شاید بپرسید چرا دووایت و دخترهایش با ادی و مومرز زندگی نمی‌کنند. برای این‌که مومرز هیچ شباهتی به دووایت ندارد و بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی‌اش باعث شده که هم جان بچه‌هایش را به‌خطر بیندازد و هم کلی بدهی برای دووایت به‌بار آورد. سر همین ماجراها، دووایت و مومرز از هم جدا شده‌اند. براینا و کیتی پیش پدرشان مانده‌اند، ولی دووایت ازنظر قانونی سرپرستِ ادی نیست و ادی باید با مادرش زندگی کند. مومرز قول داده که برای دخترش مادر خوبی باشد، ولی... نمی‌تواند. او حالت‌های عجیب‌وغریبی دارد. گاهی سرخوش و شاد و گاهی غم‌زده و افسرده. به‌قول ادی همه یا هیچ!
مومرز آشپزی نمی‌کند و فقط دوست دارد تلویزیون تماشا کند و در اینترنت پرسه بزند و مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد. به‌قول ادی، او کسی است که نمی‌داند چه کار کند و هیچ وقت مطمئن نیست و آخرش هم ملاقات او با یک دوست اینترنتی همه‌چیز را دوباره از این‌رو به آن‌رو می‌کند. بااین‌حال، ادی مادرش را دوست دارد و خیلی از خطاها و اشتباه‌های او را از چشم دیگران مخفی می‌کند و با ترس‌ها و تنهایی‌هایش کنار می‌آید. ادی دختری است که زود به همه‌چیز عادت می‌کند و عاشق این است که مادرش را به خنده بیندازد تا برای چند لحظه هم که شده زندگی‌‌اش طبیعی به‌نظر برسد.
آخ، ادی. ادی از آن دخترهایی است که خیلی‌زود آدم را عاشق خودشان می‌کنند. جدای مشکلات خانوادگی و آشفتگی و پریشانیِ مومرز، ادی با یک مسئله‌ی شخصی هم درگیر است. او در یادگیری کند است و خواندن کلمات و یا نت‌های موسیقی برایش سخت است. بااین‌حال، به‌خاطرِ خوش‌بینی و شجاعتش ازپسِ مسائل و مصائب زندگی‌اش برمی‌آید. ادی همیشه در پی شادمانی و خوش‌بختی است. برای همین، وقتی به محله‌ی جدید می‌آید مانند مادرش خودش را با تلویزیون و اینترنت سرگرم نمی‌کند. جلو محوطه‌ی کاراوان یک مینی‌سوپر کوچک است. مینی‌سوپر سولا و الیوت. ادی به سراغ هم‌سایه‌هایشان می‌رود و سعی می‌کند یکی‌یکی آن‌ها را بشناسد و در محل زندگی‌اش یک قهرمان پیدا ‌کند.
از الیوت و سولا گفتم. این زن و مرد از شخصیت‌های عزیز و دوست‌داشتنی این کتاب‌اند. الیوت یک دندان پرشده با طلا دارد و گوشواره‌ی حلقه‌ای کوچکی به گوش چپش آویزان است و سولا شبیه عروسک پلاستیکی خیلی بزرگی است که لباس گل‌دار مهمانی تنش باشد. او شخصیتِ انعطاف‌پذیر و امیدواری دارد و حتا سرطان هم نتوانسته شور زندگی را ازش بگیرد. سرطان؟ اوهوم. سولا سرطان پستان دارد.
دوستی با الیوت و سولا به ادی یاد می‌دهد تا با تمرین کردن در هر کاری مهارت پیدا کند و اجازه ندهد اشتباه‌های کوچک مانع تحقق آرزوهایش شود. بله، همیشه باید ادامه داد. ما همه اشتباه می‌کنیم، ولی باید از دروازه‌ها و پل‌ها گذشت. همیشه دنیای جالب و بهتری پشت درها و پل‌ها هست.
سولا به ادی یاد می‌دهد که قوی و شجاع باشد و با خطر روبرو شود و به او می‌گوید قهرمان کسی است که خودش را به‌خاطر دیگران به خطر می‌اندازد. هر کسی برای دیگری قهرمان است و ما همه قهرمان داریم، وگرنه زندگی ترسناک می‌شد. من عاشق سولای تپل و نازنین‌ و این حرف‌هایش شده‌ام.

خلاصه، کتاب برای نوجوانان منتشر شده، ولی به‌نظر من از آن رمان‌هایی است که باید خواندنش را به همه‌ی دوازده تا صدودوازده ساله‌ها پیشنهاد کرد.
مطمئنم کسی از خواندنِ ماجرای زندگی ادی پشیمان نمی‌شود.

http://fourstar.ir/1393/11/06/waiting...

مشاهده لینک اصلی
وای. این کتاب در مورد نحوه ایجاد احساسات شما بسیار جالب بود. ادی، شخصیت اصلی، از طریق برخی از تجربیات تهاجمی با مادرش می رود. با این حال، اگرچه شما باید احساس افسردگی کنید، Addie با آن برخورد می کند به طوری که هرگز واقعا ناراحت نشوید. او چنین نگاه خوش بینانه ای دارد که شما مجاز به احساس بد نیستید زیرا شما را مجبور می کند همه چیز را از طریق چشم خود ببینید. من واقعا از خواندن این مطلب لذت بردم. تنها کلمه ای که می توانم آن را توصیف کنم خام است. احساسات خام و احساسات خام.

مشاهده لینک اصلی
از آنجا که پدر و مادرش طلاق گرفته بودند، ادیسون مایل بود که عادت داشته باشد، اما واقعا نمی دانست چه عاملی دارد. او در تریلری زندگی می کرد که پدر دوما به او قول داده بود. مادر آدادیسون کار خاصی انجام نداد و فقط می توانست آنچه را که واقعا مورد نیاز بود خریداری کند. خواهر کوچولو Addies آمد و بازدید کرد یک بار و در حالی که، اما هرگز به مدت طولانی ماند. هنگامی که آدیسون متوجه شد که هر خانواده کمی در اینجا و آنجا مخلوط شده است، متوجه شد که داشتن یک زندگی پر سر و صدا پس از همه، خیلی بد نیست.

مشاهده لینک اصلی
وای! این کتاب ادامه داد و ادامه داد. بعضی از فصل ها کاملا غیر ضروری بود. اگر این کتاب قرار است به دانش آموزان سن متوسط ​​مراجعه کند، من فکر می کنم آنها علاقه ای را از دست می دهند. چند بار مطمئن شدم که من در آخرین صفحه بودم (من به کتاب در Play-a-Way گوش دادم) فقط به این نکته نگریستم ... آرزو می کنم نویسنده این موضوع را بررسی کرده باشد @ Mommers @ depressive mania / tendencies of bipolar more . مادران یک نام بسیار مزاحم برای مادر بود. من رشد کرد تا به همه شخصیت های دیگر احتیاج داشته و با شخصیت اصلی همدردی داشت. نتیجه گیری رضایت بخش

مشاهده لینک اصلی
این یکی از کتاب های مورد علاقه من است که من این تابستان خواندن. این یک کتاب داستان واقع گرایانه است که شامل شخصیت های شخصیتی، هر دو جوان و قدیمی است، که در قلب و احساسات شما شبیه سازی می شود. Addie قهرمان، در حالی که منتظر یک زندگی @ normal @ زندگی می کند بیشتر از یک زندگی است که کمی در تجملات، اما بسیار در تجارب زندگی است. Addies نگرش مثبت و استحکام، او را قادر به رسیدن به و دوستان با کسانی که در اطراف او هستند که همیشه به آسانی توسط دیگران پذیرفته نمی شود. ترکیبی از شخصیت ها، این را یک کتاب واقعا واقع گرایانه می سازد که مردم را از همه ی جنبه های زندگی تشخیص می دهد.

مشاهده لینک اصلی
ادی در یک محیط ناکارآمد زندگی می کند. مادر و پدربزرگ او اخیرا طلاق گرفته اند و مادرش دو خواهر ناتنی خود را از دست داده است. مادرانش گناه می کنند - او هرگز مسئول نیست. در حال حاضر، آنها در یک تریلر زندگی می کنند و همیشه غذا روی میز ندارند. پدربزرگش، دوایت، احساس وحشتناکی می کند که او را عقب می کشد و تلاش می کند تا او را در فعالیت های خانوادگی گنجانده شود. آیا ادی یاد می گیرد که زندگی خود را در یک تریلر با مادرش نادیده بگیرد و بداند که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا زندگی دوباره طبیعی خواهد بود؟

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی


 کتاب انگیزه
 کتاب الان کجایی؟
 کتاب سوء قصد
 کتاب ملت عشق
 کتاب هنر بعد از 1960
 کتاب راز داوینچی