کتاب جان عزیزم

اثر نیکلاس اسپارکس از انتشارات پوینده - مترجم: پدیده آزادی-دهه 2000

یک شورشی عصبانی، جان از مدرسه خارج شد و در ارتش به سر می برد، نمی دانست چه چیز دیگری با زندگی اش دارد - تا زمانی که با دخترش از رویاهایش ساوانا ملاقات کند. جاذبه متقابل آنها به سرعت به نوعی عشق تبدیل می شود که ساوانا را در انتظار جان برای انجام وظیفه خود به پایان می رساند، و جان می خواهد با زنانی که قلبش را گرفته اند، سکونت داشته باشند. اما 9 سپتامبر همه چیز را تغییر می دهد. جان احساس می کند که وظیفه او مجدد است. و متأسفانه جدایی طولانی ساوانا را درک می کند که دوستش دارد. بازگشت جان به خانه، جان باید با این واقعیت که Savannah، که در حال حاضر ازدواج کرده است، هنوز عشق واقعی خود را در بر دارد، و با سخت ترین تصمیم زندگی اش مواجه است.


خرید کتاب جان عزیزم
جستجوی کتاب جان عزیزم در گودریدز

معرفی کتاب جان عزیزم از نگاه کاربران
من این کار را به خاطر محتوای انجام ندادم. چند کلمه سوگند در سراسر پراکنده وجود داشت. عاشقانه واقعا دقیق نیست، اما من فقط احساس خواندن راحت در مورد یک زن و شوهر خوابیدن با هم، حتی اگر آن @ بود که @. در این لحظه لحظات شیرین وجود دارد و سخت است که خواندن آن را متوقف کنید! من دوست دارم جانس پدر! اما ساوانا برای من جالب بود زیرا او به نظر می رسد مانند یک مسیحی است، اما بسیاری از اقدامات او به نظر می رسد خیلی غیر مسیحی است. من سبک نوشتن را دوست داشتم و تقریبا باعث می شود که یکی دیگر از کتاب هایش را امتحان کنم!

مشاهده لینک اصلی
من احساس می کنم ... فریب خوردم من الان خیلی ناراحت هستم لعنتی تلخ شیرینش. من بیشتر به این دلیل به این موضوع گوش می کنم: و این: و این: اما در عوض من احساس می کنم اینطور است: سیب زمینی چه چیزی باید با شما انجام دهد؟ خوب، کاملا چیزی نیست من فقط فکر کردم خنده دار بود. از من بپرسید چرا. من عجیب و غریب هستم

مشاهده لینک اصلی
رمان عزیز جان توسط نیکلاس اسپارکس رمان دوم است که من از او خواندم و من بیشتر از همه باهوش بودم ناامید نشدم. هرگز نمیخواهم کتابم را پایین بیاورم و از طریق صفحات و صفحات آن را تغییر دهم. Sparks داستان دو نفر را در عشق می بیند، اما یکی دیگر را برای دیگران می گذارد. Sparks شخصیت های اصلی John و Savanna را معرفی می کند. جان فقط برای دو هفته از جنگ در جنگ به خانه پدرش بازگشت. جارو بر روی هیئت مدیره خود را در آب، به تماشای خورشید جان متوجه دختر زیبا سبزه در اسکله. در حالی که او را از آب تماشا می کند، به سمت پایین نشستن می نشیند اما به طور تصادفی بر روی کیسه هایش غلبه می کند و به آب می افتد. جان به سرعت آن را بازی می کند و آن را به او باز می گرداند. این جرقه منجر به تعداد زیادی روز و شب با هم می شود. در روز آخر جان، ساوانا و او عشقتان را برای یکدیگر اعتراف می کنند. آنها هر دو وعده می دهند که به عقب و جلو به یکدیگر بنویسند. ساوانا وعده داده است که او منتظر بازگشت او به خانه است. ماه ها و ماه ها عبور می کنند و جان می آید به خانه. او تنها چند روز در شهر می ماند. آنها ساعت های بی شماری از ساعت ها را با هم جمع می کنند و سپس به محض این که متوجه می شوید، جان دو سال استراحت می کند. ساوانا وعده داده است که همیشه با هم بمانند مهم نیست که چقدر دور هستند. در حالی که دور از جنگ جان دریافت نامه ای دیگر از ساوانا. او می نویسد که بدون اینکه او بتواند بدون هیچ گونه رفتاری و بدون هیچ مشکلی به کارش ادامه دهد، نیاز به حرکت دارد و خداحافظی نهایی خود را می گوید. جان قلب شکسته است. چند ماه بعد جان دیگر نامه دریافت می کند، این بار در مورد پدرش، او بسیار بیمار است و در بیمارستان است، جان مینگ به خانه می رود تا از پدرش مراقبت کند. در حالی که در شهر جان ساوانا را ازدواج با تیم می شناسد. بعدها پدر پدرش را ترک می کند و تیم، شوهر ساوانا، با سرطان تشخیص داده می شود. جان تصمیم به فروش مجموعه سکه ارزشمند خود را برای پدران برای کمک به پرداخت هزینه برای نیازهای پزشکی تیم. جان تنها در حال حاضر تنها است، پدرش رفته و ساوانا حرکت کرده است. حتی اگر ساوانا گلوله را از طریق قلبش شلیک کند، جان هنوز هم برای او وجود دارد و همیشه او را دوست خواهد داشت. موضوع رمان شخص عاشق کسی است که بتواند به آنها اجازه دهد. من این را برای همه خوانندگان توصیه میکنم و منتظر خواندن یکی دیگر از رمانهای نیکلاس اسپارکس هستم.

مشاهده لینک اصلی
من واقعا تعامل بین جان و پدرم خیلی بیشتر از من رابطه خود را با ساوانا را دوست داشتم، شاید به این دلیل که به نظر می رسید بسیار واقعی است. چگونه می تواند هر کسی دوست دو نفر را خیلی؟ و چگونه می تواند او را از معشوق بدون هیچ دلیلی ترک کند Savannah جان جان! او برای او صبر نمی کند! او گفت که او واقعا او را دوست داشت و پس از آن او را دوست دارد او را شخص دیگری در حالی که جان دور است! بی معنی است! او فقط به من احتیاج داشت من عاشق شخصیت یونس شدم و شگفت آور پدرش هم بود. هر کدام به خوبی نوشته شده و آنها را مانند افراد واقعی احساس می کنند. من همچنین از خواندن در مورد شغل نظامی جانس لذت بردم، چه جان برای ساوانا در نهایت با مجموعه ای از سکه های پدرش برای Savannahs شوهر نشان می دهد که چقدر او را دوست دارد و می خواهد او را خوشحال مهم نیست که چه درد او باعث می شود. در پایان او می گوید: \"من در نهایت فهمیدم که عشق واقعی چیست ... عشق به معنای آن است که شما برای دیگران شادی بیشتری نسبت به خودتان به دست می آورید، مهم نیست چقدر دردناک است که انتخاب هایی که ممکن است با آن روبرو شوید. @ Love is not only about spending the rest of زندگی با هم در مورد صرف زندگی خود را برای فردی که دوست دارید، فدا کردن همه چیز را برای آن یک نفر، حتی اگر شما نمی خواهید با آن person.Love است، نه تنها در مورد بودن در قلب، آن را در مورد بودن در روح، در احساساتی که در این کتاب به نمایش گذاشته شده بود، به اندازه من به عنوان آنها انتظار نداشتند، به جای اینکه احساس غم و اندوه یا لمس کنند، تنها در پایان این داستان خسته شدم. \"وقتی با هم بودیم، عاشق او شدیم. سپس در سالهای متمادی با او ازدواج کرد. »

مشاهده لینک اصلی
این اولین رمان من نیکلاس اسپارکس بود و با توجه به آنچه که انتظار داشتم، من نا امید شدم، اما من از آن غفلت نکردم. شخصیت های پیچیده و پیچیده قابل پیش بینی بود. با این حال، من قدردانی کردم که Sparks استاندارد خود را، داستان عشق عشق اجرا نمی کند. این داستان رو به رشد بیش از هر چیز دیگری بود؛ ما به عنوان یکی از اصلی ترین شخصیت ها و راویان، جان تایر، سفر کردیم، به عنوان مثال او در میان چیزهای دیگر، چگونه به عشق، چگونه می توانست ببخشد، و چگونگی پذیرش مردم در زندگی خود را برای کسی که آنها بود و نه برای که آنها می تواند شده است. چند صفحه اول روشن شد این نبود که یک رمان با خوشحالی تمام شود و من با آن خوب بودم. جان و Savannahs عاشقانه باعث نمی شد که ستون فقرات من؛ به عبارت دیگر، من احساس شیمیایی ستاره ای بین آنها را احساس نمی کردم. رابطه آنها بسیار قابل پیش بینی بود، فقط در طبیعت سنتی و تند و شگفت انگیز آن شگفت زده شد، و در آن، برای یک زوج مدرن غیر واقعی بود. شاید داستان به سمت افسردگی بیش از حد پایان یافته بود، اما زندگی افسرده است. حوادث ناگوار اتفاق می افتد و شما باید با بهترین توانایی های خود مقابله کنید، حتی اگر این بدان معنی است که انتظارات دیگران را در این فرایند ناامید می کنید. من به خوبی پاسخ دادم که جانز برای درک پدرش تلاش می کند و خوشحالم که رابطه آنها به پایان خوبی رسید. به طور کلی، خوب بود من نمی دانم که چند بار رمان های دیگری از رمان های اسپارکس را انتخاب می کنم، اما من نمی دانم خواندن عزیز جان. سه ستاره.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جان عزیزم


 کتاب رولشتاین
 کتاب الدورادو
 کتاب دوازده نشانه
 کتاب نظریه همه چیز
 کتاب پدری
 کتاب سور بز