کتاب بینایی

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات مروارید - مترجم: اسدالله امرایی-دهه 2000

رییس حوزه‌ی انتخاباتی شماره‌ی چهارده،‌ بعد از این‌که چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانی‌اش که زیاد به دردش نمی‌خورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رای‌گیری است. او مجبور شده بود چهل‌متری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش می‌خواست از دهنش بیرون بپرد. امیدوارم آخرین نفر نبوده باشم، او این جمله را به آقای منشی گفت که تمام این مدت بدن خود را تا حدودی پوشانده بود و جلوی در انتظارش را می‌کشید. باران به شدت می‌بارید و باد تندی که در حال وزیدن بود، قطرات باران را چون گردابی در هوا می چرخاند. بر روی زمین هم سیلابی به راه افتاده بود


خرید کتاب بینایی
جستجوی کتاب بینایی در گودریدز

معرفی کتاب بینایی از نگاه کاربران
خوب وقتي رمان كوري رو تمام كردم يه جورايي نارحت شدم كه حيف كه كتاب به اين خوبي تموم شد اما خبر اين كه دنباله اي هم براي كوري نوشته شده يه كم خوشحالم كرد.ماجراي كشوري كه 85٪‏مردم در انتخاباتش راي سفيد ميدهند ؛ در واقع هيچ جرمي هم انجام نشده چون راي سفيد بخشي از انتخابات و حق طبيعي هركس است اما دولت اين عمل را مخاطره آميز تلقي ميكند و اوضاع سياسي جالبي تو شهر به وجود مياد و داستان رو به شخصيت هاي رمان كوري پيوند ميده و ...
خوب وقتي يه رمان فوق العاده رو از يك نويسنده بخوني كارهاي با كيفيت كمتر و يا حتي گاهي برابر هم قانعت نميكنه ، درسته كه بينايي هرگز در حد كوري جذاب و خواندني نيست اما انصافا كتاب بدي هم نيست چون اگه فقط به اسم كتاب هم نگاه كنيم (بينايي) تضادش با كوري مشهوده .در كوري مردم كور شدند و به جاي اينكه سياه ببينند سفيد ميديدند،در رمان بينايي هم رأي هاي سفيد را ميتوان درارتباط با كوري درك كرد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های ژوزه ساراماگو خلاقیتی دارند که نفس آدم رو بند میاره . اگه کتاب کوری ساراماگو رو خونده باشین ( که پیشنهاد می کنم حتما قبل از خوندن این کتاب اونو بخونین ) باز هم توی این کتاب منتظر غافلگیری هستین . منتظرین تا نویسنده برگ برنده شو رو کنه . منتظرین تا باز هم یه اتفاق عجیب بیفته که هیچ وقت در هیچ کجای دنیا نیفتاده . کتاب از روز رای گیری شروع می شه . اولاش یه ذره آدم حوصله اش سر می ره . هی حس می کنه خب بعد . خب پس کو جادوی ساراماگو . ولی دیگه از اواسط کتاب دیوانه وار می بلعین صفحه ها . خیلی کتاب خوبیه . برای کتاب خون کردن کتاب به درد بخوریه . و برای اونایی که اهل کتاب هستن یک کتاب رویایی . البته بازم تاکید می کنم که اول کوری رو بخونین .

مشاهده لینک اصلی
یکی از بهترین خواندن من این سال بدون شک بود. بیش از 300 صفحه دیوار متن، سبک کتاب درسی به جز نشانه های بدتر. یک روز مردم تصمیم می گیرند که برگ های خالی سفید را در انتخابات عمومی برگزار کنند. دولت از شهر می رود و تلاش می کند که روش های قدیمی را با روش های مختلفی باز کند و در بحران در حال ظهور سیستم دموکراتیک، چند نفر با تصمیمات جدی اخلاقی مواجه هستند. این داستان در یک پاراگراف بدون هر چیزی خراب شده است، اما لایه هایی واقعا وجود دارد که می توان صدها صفحه را در مورد آنها نوشت. مطالعه ی جالبی از آزادی و انقلاب است که باعث می شود که آن ها از زمانیکه رهبران توتالیتر در سراسر اروپا رشد می کنند و دولت ها نیز از لیبرالیسم دور می مانند. خوب است که به یاد داشته باشید که انقلاب های واقعی باید به جای استفاده از همان تاکتیک هایی که از قدرت برای کنترل مردم و حفظ قدرت آنها استفاده می شود، بر اساس کمک و دلسوزی متقابل باشد. و حتی اگر دیوارهای اطراف آنها وجود داشته باشد، می توان آن را آزاد کرد. این کتاب یک یادآوری بسیار قدرتمند است که افرادی است که در واقع قدرت دارند. عاقبت عظیم آن بسیار متصل به بخش اول است، زیرا تنها پس از اینکه عصبانیت می تواند ببیند.

مشاهده لینک اصلی
جوزا ساراماگو زبان را دوست دارد. گفتگوی ساتریک بدون نقل قول. هوش مصنوعی، تخطی طنز آمیز رهبری سیاسی، این همه چیزی است که کار رمان را انجام می دهد. و داستان، همیشه جذاب است یک شهر پایتخت نامشخص تازه از بین رفته است. 83 درصد آرا در انتخابات اخیر، رای خالی بود. واکنش دولت به این چیزی است که داستان و شادمانی را به وجود می آورد، همانطور که آنها را محاصره و پس از آن از شهر پایتخت رها می کنند. بخش اول رمان بسیار توصیفی است، اما خسته کننده نیست. برای من واقعا شگفت انگیز بود، که می توانست آنقدر توصیفی باشد و در نوشتنش خلاق باشد که بیش از بسیاری از صفحات گسترش یابد. دیدن عواقب نظریۀ قبلیش درباره Blindness بود، چیزی که من از آن آگاه نبودم، اما به نظر نمی رسید که خواندن کورکورانه یک ضرورت برای لذت بردن و درک دیدن است. من به اندازه کافی تحت تأثیر قرار گرفتم و به سراغ نابینا رفتم. جالب و کار ادبی نویسنده ای که یکی از بهترین ها در نظر گرفته می شود. پس از خواندن این یکی، به راحتی خواهید دید که چرا او به این شکل در نظر گرفته شده است.

مشاهده لینک اصلی
ابتدا من کورکورانه را دوست داشتم ....... آن باید خواندن مورد نیاز باشد. این یکی نیست که بتوانم به افراد زیادی در محافلم توصیه کنم. برخی از انواع بسیار جالب وجود دارد که بیشتر آنها می توانند در یک مقاله 30 صفحه ای به جای یک رمان بلند منتشر شوند. او بیش از حد طول می کشد تا همان چیزها را بارها و بارها بگوید. مفهوم بزرگ اما فقدان در درام من با سلف خود احساس کردم. من مطمئن هستم برخی از کسانی که از انتزاعی تر لذت می برند و مانند برداشتن معانی نه چندان پنهان در زیر سطح می تواند این میزان را بیشتر کند، اما برای من نمی توانم به آن برسیم. خوب بود 2 @ اوه، به چیزی بیشتر به من دوست داشتم (امیدوارم)

مشاهده لینک اصلی
[...] می گوید: نویسنده (من پشت جلد به عنوان خوانده شده):  «اگر مقاله ای در مورد روشن بینی نمی جنجال ایجاد شده است به دلیل © dorme شرکت\". یک کتاب است که شما باید به عنوان خوانده شده اگر شما دوست کوری (که، به نظر من، نه در همه تحتانی)، اما شما نیاز به خواندن حتی اگر شما، به عنوان یک بخشی از جامعه، خواب نیست، مگر اینکه شما نابینا هستند، اگر شما می خواهید به دور از نزاکت سیاسی و شما آماده هستید که در مقابل الهه فوق العاده دموکراسی نگاه کنید. س: http: //sonnenbarke.wordpress.com/2006 ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بینایی


 کتاب تکاثر
 کتاب عشق و دوستی همه را جذب کنید!
 کتاب بیدار در تاریکی
 کتاب این جا محل دیدار ماست
 کتاب بر گام خرچنگ
 کتاب کتابچه بدن و گوارش نفرت انگیز